نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.11 ثانیه یافت شد.
ديوان هلالي جغتايي
ما خانه خرابيم و نداريم پناهي
ويرانه ما را
در
و ديوار نباشد
بکنج عافيت، مي خواستم، کز فتنه بگريزم
بلاي عشق ناگه از
در
و ديوار پيدا شد
خوناب ديده اين همه داني که از کجاست؟
خوني که بود،
در
دل غمديده، آب شد
تا باد صبا
در
شکن زلف تو ره يافت
بهر دل ما سلسله جنبان جنون شد
در
عشق تو گويند: بشد کار هلالي
کاري که مراد دل او بود کنون شد
چو
در
وفاي توام، بر دلم جفا مپسند
که پيش اهل وفا شرمسار خواهي شد
چند بهر سيه دلي باده ناب مي کشي؟
حيف! که آب زندگي
در
ظلمات مي چکد
اشک هلالي از مژه، گرد حريم آن حرم
همچو سرشک عارفان،
در
عرفات مي چکد
مردم لب جو سرو نشانند و دل ما
خواهد که: ترا بيند و
در
ديده نشاند
سرم خاک آن
در
شد و زود باشد
که گردش بروي زمين هم نماند
نشسته بخون مردم چشم، دانم
که
در
خانه مردم نشين هم نماند
در
گلستان گر بپاي بلبلان خاري خلد
نو عروسان چمن صد جامه بر تن ميدرند
خراب چون نشوم از کرشمهاي کسي
که
در
کرشمه اول جهان خراب کند؟
نمود وعده ديدار و ديدمش
در
خواب
نگويمش، که مبادا بآن حساب کند
چون تو سروي برنخيزد، گر چه
در
باغ بهشت
خاک آدم را بآب زندگاني گل کنند
بر آستان وفا سر نهاده ام عمري
که
در
حساب سگانش مرا شماره کنند
خواستي کز ساغر حسرت خورم خون جگر
ور نه
در
بزم رقيبان جرعه نوشيدن چه بود؟
دوش
در
کويت ببيماري فگندم خويش را
تا نگويندم که: شب تا روز ناليدن چه بود؟
در
عشق تو از من اثري بيش نماندست
نزديک شد آن دم که نيابم اثر خود
دور بادا چشم بد، کامروز
در
ميدان حسن
شهسوار من سمند ناز جولان ميدهد
رازها
در
سينه دارم، گوشه اي خواهم که: يار
ساعتي گوش رضا بر گفتگوي من نهد
گرد غم را گر بآب ديده بنشانم دمي
باز برخيزد، قدم
در
جستجوي من نهد
چون
در
آغوشت گرفتم قالب من جان گرفت
غالبا جان آفرين جسم تو از جان آفريد
در
عشق هلالي را انکار کنند اما
اين کار چو پيش آيد افکار نمي شايد
زان پيشتر که جانان ناگه ز
در
درآيد
از شادي وصالش، ترسم که: جان برآيد
صفحه قبل
1
...
5436
5437
5438
5439
5440
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن