167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان هاتف اصفهاني

  • شتابد به بزمش سرور و در آن
    درنگ آورد تا به يوم الحساب
  • اي از لب تو به خون رخ لعل خضاب
    وز خجلت دندانت گهر غرق در آب
  • چشم و دل من به ياد دندان و لبت
    اين در خوشاب ريزد آن لعل مذاب
  • در ملک عشق خواجگي و بندگي کدام
    محمود بين چگونه غلام اياز گشت
  • ز هر مژگان کند صد رخنه در دل
    که بگشايد به روي خود دري چند
  • محمود پادشاه که در روزگار او
    از نوک ناوکش شده خفتان چرخ چاک
  • ديوان هلالي جغتايي

  • چو در بازار حسن از يک طرف پيدا شدي، ناگه
    خريداران يوسف برطرف کردند سودا را
  • خواهم از جامه جان خلعت آن سرو روان
    تا در آغوش کشم قامت رعنايش را
  • فتنه انگيزست دوران، جام مي در گردش آر
    تا نبينم فتنهاي گردش ايام را
  • ناله کمتر کن، دلا، پيش سگانش بعد ازين
    چند سازي در ميان مردمان رسوا مرا؟
  • صد ميل آتشين بگناه نگاه گرم
    در ديده تيزي نظري ميکشد مرا
  • گفتگوي عقل در خاطر فرو نايد مرا
    بنده سلطان عشقم، تا چه فرمايد مرا؟
  • ساقي، هلاکم از هوس پاي بوس تو
    در پاي خويش مست سرانداز کن مرا
  • شدم در جستجوي کعبه وصلت، ندانستم
    که همچون من بود سر گشته بسيار اين بيابان را
  • روزي که در وصل برويم بگشايي
    از عالم بالا بگشايند دري را
  • فرياد! که فرياد کشيديم و نديديم
    در باديه عشق تو فريادرسي را
  • گر از نظر افتاد رقيبت عجبي نيست
    در ديده خود ره نتوان داد خسي را
  • معلم، غالبا، امروز درس عشق ميگويد
    که در فرياد مي بينيم طفلان را بمکتبها
  • من همچو گلزار ارم، گل گل ترا رخسارها
    وز آرزوي هر گلي در سينه دارم خارها
  • تو با قد افراخته، ره سوي باغ انداخته
    سرو از خجالت ساخته جا در پس ديوارها
  • سزد گر بر سر تابوت ما گريند در کويش
    چرا کز منزل مقصود بر بستيم محملها
  • دل من جا گرفت از اعتقاد پاک در کويش
    بلي، آخر بجايي مي کشد پاک اعتقاديها
  • بناز آن چشم را از خواب مگشاي
    همان بهتر که باشد فتنه در خواب
  • چو در سر ميل ابروي تو دارم
    سر ما کي فرودآيد بمحراب؟
  • بهاران از در مي خانه مگذر
    عجب فصليست، جهد کرده درياب