167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

هفت اورنگ جامي

  • نه از دست قلمزن تارکش پست
    نه گزلک را بر او در سرزنش دست
  • هزاران تازه گل در وي شگفته
    دو صد نرگس به خواب ناز خفته
  • خط مشکين او بر لوح کافور
    چو در پاي درختان سايه و نور
  • نظر در آبش از دل غم بشويد
    غبار از خاطر درهم بشويد
  • چو آرد تازه گلها را در آغوش
    نگردد باغبان بر وي فراموش
  • ز بس در بيشه مردي دلير است
    ز مردان جهان نامش دو شير است
  • يکي در از دژ دوران کننده
    يکي سرپنجه با گوران زننده
  • کند در شعر طبعش موشکافي
    وز آن مو نوک کلکش شعر بافي
  • ديوان هاتف اصفهاني

  • چه باشد جادهي اي سرو سرکش در پناه خود
    تذرو بي پناهي قمري بي آشياني را
  • گل خواهد کرد از گل ما
    خاري که شکسته در دل ما
  • خندد به هزار مرغ زيرک
    در دام تو صيد غافل ما
  • چون بر سمند آيد و خلقيش در رکاب
    همراه او سوار کدام و پياده کيست
  • در خلد اگر پهلوي طوبيم نشانند
    دل مي کشدم باز به آن جلوه قامت
  • ز بهر کندن خارا براي سجده شيرين
    شدي در بيستون فرهاد گاهي راست گاهي کج
  • بتان نخست چو در دلبري ميان بستند
    ميان بکشتن ياران مهربان بستند
  • به آشيانه نبستند عندليبان دل
    اگر دو روز در اين گلشن آشيان بستند
  • رساند کار به جايي جفاي گل چينان
    که در معاينه بر روي باغبان بستند
  • باده با مدعيان مي کشي و مي ريزي
    خون دل در قدح خون دل آشامي چند
  • در پيش بيدلان جان، قدري چنان ندارد
    آري کسي که دل داد پرواي جان ندارد
  • بيگانه گفت اگر سخني در حقم چه باک
    اين مي کشد مرا که ازو آشنا شنيد
  • دو عالم سود کرد آن کس که در عشق
    دلي درباخت يا جاني زيان کرد
  • گفتم که چاره غم هجران شود نشد
    در وصل يار مشکلم آسان شود نشد
  • از مقيم حرم کعبه نباشد کمتر
    آنکه گاهي ز در دير مغان مي گذرد
  • در باديه عشق و ره شوق رساند
    آزار به هر پا سر خاري نه و هرگز
  • در خاطر هاتف همه عمر گذشته است
    جز عشق تو انديشه کاري نه و هرگز