نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
زبان بگشاد يوسف
در
خطابش
بداد آنسان که مي داني جوابش
که زرين افسرش از سر فکندند
خشن پشمينه اش
در
بر فکندند
که گيرد شيوه بي حرمتي پيش
نهد پا
در
فراش خواجه خويش
ولي خلقي ز هر سو
در
تماشا
همي گفتند حاشا ثم حاشا
که هر کس
در
جهان نيکوست رويش
بسي بهتر ز روي اوست خويش
چو آن دل زنده
در
زندان درآمد
به جسم مرده گويي جان درآمد
چو
در
زندان گرفت از جنبش آرام
به زندانبان زليخا داد پيغام
در
آن خانه چو منزل ساخت يوسف
بساط بندگي انداخت يوسف
رخ آورد آنچنان کش بود عادت
در
آن منزل به محرات عبادت
چون مردان
در
مقام صبر بنشست
به شکر آنکه از کيد زنان رست
نيفتد
در
جهان کس را بلايي
که نايد زان بلا بوي عطايي
به نعمت گر چه عمري بگذراند
نداند قدر آن تا
در
نماند
به تنگ آمد
در
آن زندان دل او
يکي صد شد ز هجران مشکل او
چه آسايش
در
آن گلزار ماند
کزو گل رخت بندد خار ماند
سنان خار
در
گلزار بي گل
بود خاصه پي آزار بلبل
ولي رخنه که هجران
در
دل افکند
بدين يک مشت گل مشکل شود بند
به دندان لعل چون عناب مي خست
به عقد
در
عقيق ناب مي خست
که سرخي
در
خور آمد خرمي را
نشايد جز کبودي ماتمي را
به دست خويش چشم خويش کندم
ز کوري خويش را
در
چه فکندم
گهي
در
آستينش دست بردي
ز بخت آن دستبرد خود شمردي
به ياد آهوي صيد افکن خويش
کمندش ساختي
در
گردن خويش
بدو جفتش شدن
در
دل گذشتي
ز بي جفتيش طاقت طاق گشتي
بدينسان هر دمش از نو غمي بود
ز هر چيزي جدا
در
ماتمي بود
چو افتد عقد صحبت
در
ميانه
بود فرقت عذاب بي کرانه
وگر پيوند صحبت
در
ميان نيست
جدايي ناخوش است اما چنان نيست
صفحه قبل
1
...
5416
5417
5418
5419
5420
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن