167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

هفت اورنگ جامي

  • مرا زين بيشتر در تاب مگذار
    چنينم بي خور و بي خواب مگذار
  • به اين حسن جهانگيري که دادت
    به اين خوبي که در عارض نهادت
  • ز تو اي نخل تر خرما ز من شير
    مکن در خوان نهادن هيچ تقصير
  • مکن تعجيل در تحصيل مقصود
    بسا ديرا که خوشتر باشد از زود
  • گر افتد صيد نيکو دير در دام
    به است از زود نانيکو سرانجام
  • به جان دادن چو مزد از کس نگيرد
    در آمرزش کجا رشوت پذيرد
  • مرا در خشک ني آتش فتاده ست
    تو را با آتش من خوش فتاده ست
  • مرا اين دود و آتش کي کند سود
    چو در چشمت نگردد آب ازين دود
  • نيازي دست اگر در گردن من
    شود خون منت حالي به گردن
  • کشم خنجر چو سوسن بر تن خويش
    چو گل در خون کشم پيراهن خويش
  • دلش مي خواست در سفتن به الماس
    ولي مي داشت حکم عصمتش پاس
  • سؤالش کرد کان پرده پي چيست
    در آن پرده نشسته پردگي کيست
  • تو را آيد به چشم از مردگان شرم
    وز اين نازندگان در خاطر آزرم
  • اشارت کردنش گويي به انگشت
    کليدي بود بهر فتح در مشت
  • زليخا چون بديد آن از عقب جست
    به وي در آخرين درگاه پيوست
  • شتابان از قفاي وي دويدم
    برون ننهاده پا در وي رسيدم
  • گرفتم دامنش را چست و چالاک
    چو گل افتاد در پيراهنش چاک
  • غلامان حلقه در گوش تو گشتند
    صفاکيش و وفاکوش تو گشتند
  • به مال خويش دادم اختيارت
    نکردم رنجه دل در هيچ کارت
  • مرا تا ديده دارد در پيم سر
    که گردد کام وي از من ميسر
  • که باشم من که با خلق کريمت
    نهم پاي خيانت در حريمت
  • بد آن بنده که چون مولا نبيند
    رود در مسند مولا نشيند
  • گريزان رو به سوي در دويدم
    به صد درماندگي آنجا رسيدم
  • عزيز آن گريه و سوگند چون ديد
    بساط راست بيني در نورديد
  • به تنگ آمد دل يوسف ازان درد
    نهان روي دعا در آسمان کرد