نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
در
آن عشرتگه از هر چيز و هر کس
نمي بايستش الا يوسف و بس
نغوله بست موي عنبرين را
گره
در
يکدگر زد مشک چين را
که رويت آشتي
در
من فکنده ست
بر آن آتش دل و جانم سپند است
چو غنچه با جمال تازه و تر
لباس تو به تو پوشيده
در
بر
عجب آبي
در
او از نقره خام
دو ماهي از دو ساعد کرده آرام
خرامان مي شد و آيينه
در
دست
خيال حسن خود با خود همي بست
زليخا را چو ديده بر وي افتاد
ز شوقش شعله گويي
در
ني افتاد
بيا تا حق شناست باشم امرو
زماني
در
سپاست باشم امروز
ز زرين
در
چو داد آندم گذارش
به قفل آهنين کرداستوارش
چو شد
در
بسته از لب مهر بگشاد
ز دل راز درون خود برون داد
تهي کردم خزاين
در
بهايت
متاع عقل و دين کردم فدايت
هر آن کاري که نپسندد خداوند
بود
در
کارگاه بندگي بند
در
آن خانه سخن کوتاه کردند
به ديگر خانه منزلگاه کردند
بلي نبود درين ره نااميدي
سياهي را بود رو
در
سپيدي
ز صد
در
گر اميدت بر نيايد
به نوميدي جگر خوردن نشايد
دري ديگر ببايد زد که ناگاه
ازان
در
سوي مقصود آوري راه
در
آن خرم حرم کردش نشيمن
به زنجير زرش زد قفل آهن
در
او جز عاشق و معشوق کس ني
گزند شحنه و آسيب عسس ني
زليخا ديده و دل مست جانان
نهاده دست خود
در
دست جانان
ولي يوسف نظر با خويش مي داشت
ز بيم فتنه سر
در
پيش مي داشت
به فرش خانه سرافکنده
در
پيش
مصور ديد با او صورت خويش
ز ديبا و حرير افکنده بستر
گرفته يکدگر را تنگ
در
بر
اگر
در
را اگر ديوار را ديد
به هم جفت آن دو گلرخسار را ديد
رخ خود
در
خداي آسمان کرد
به سقف اندر تماشاي همان کرد
ز داغت سال ها
در
تاب بودم
ز شوقت بي خور و بي خواب بودم
صفحه قبل
1
...
5412
5413
5414
5415
5416
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن