167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

هفت اورنگ جامي

  • حسن نه آنست که ماند نهان
    گر چه بود پرده جهان در جهان
  • حسن که در پرده مستوري است
    زخم هوس خورده منظوري است
  • بر سر هر گنج طلسم دگر
    نقد در او گوهر اسم دگر
  • هر چه عيان داشت بر او خرج کرد
    هر چه نهان خواست در او درج کرد
  • بلکه نبود از دل ظلمت زداي
    شاهد و مشهود در او جز خداي
  • پشت وفا بر گهر او مکن
    دست جفا در کمر او مکن
  • دلق صفا در بر و زير بغل
    کرده نهان دفتر زرق و حيل
  • بود در آن غمکده يک دوستش
    پر شده مغز وفا پوستش
  • در طلبم رنج سفر برده اي
    زين سفرم تحفه چه آورده اي
  • اي که در دولت دين کم زني
    چند دم از نسبت آدم زني
  • آدمي آنست که ديني در اوست
    محو گمان کرده يقيني دراوست
  • گر بود اين پيکر گل آدمي
    زو در و ديوار ندارد کمي
  • بلکه فزون باشد ازو در نمود
    مهره ديوار به سلک وجود
  • چرخ که آمد به تو مقراض ده
    اطلس او در دم مقراض نه
  • شير دلي روي در آن بيشه کن
    همدمي شيردلان پيشه کن
  • دست در آن زن که ازو شد به پاي
    قامت قدرت به فلک فرق ساي
  • گفت فضولي که نه در بندگي
    کش پي آن داد خدا زندگي
  • ساعتي از عمر به پايان برد
    گر چه در آن ملک سليمان برد
  • ليک تو از کاهلي و جاهلي
    همچو خران مانده در آب و گلي
  • تو کني از سجده او سرکشي
    به که ازين شيوه قدم در کشي
  • ساق ادب بر زده عرش برين
    بر در طاعت شده کرسي نشين
  • دوخته شب تا به سحر در رکوع
    ديده انجم به زمين خضوع
  • ماه زده بر در او کوس مهر
    مهر به خاک ره او سوده چهر
  • وصف نبات است نمودن قيام
    بر در قيوم جهان بر دوام
  • خيز و تو هم برگ تعبد ساز
    جمع کن اين چند عمل در نماز