نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
ديو افتاده تو را
در
دنبال
مي دهد گردشت از حال به حال
در
صحبت به رخ خلق ببست
فارغ از خلق به خلوت بنشست
روزي از خاک درش سر بر زد
سر انگشت ادب بر
در
زد
ديو چون ديد که آن زرق و فسون
هيچ نگرفت
در
آن پاک درون
در
سماعند چو ما ملک و ملک
دور آن بيشتر از دور فلک
از زمين برنزند سر خاشاک
بيخ آن تا نبود
در
ته خاک
گر نه آسودگيت رنج زداي
شود از رنج
در
افتي از پاي
تخم کين
در
گل دل ها کارد
خوي خجلت ز جبين ها بارد
يک به يک دختر دوشيزه شوند
کي
در
آن روضه پاکيزه شوند
تا
در
خلق نبندي بر ما
فتح بابي نپسندي بر ما
تيز بين ساز بدانسان بصرش
که تو باشي همه جا
در
نظرش
همه جا از همه رو
در
همه کس
جلوه نور تو را بيند و بس
چون زني
در
کمر صحبت دست
با حريفان کني آهنگ نشست
در
خطاشان به نصيحت پيش آي
ره بر ايشان به نصيحت بگشاي
عارفي طوف کنان رفت به باغ
ديد
در
باغ حمامي با زاغ
روي
در
روي تو باشد همه را
چشم دل سوي تو باشد همه را
پاي تا سر همگي گوش شوند
با غمت دست
در
آغوش شوند
بنده جامي نه ازان انجمن است
ليک
در
دامنشان دستزن است
از نم زرق و ريا پاکش کن
در
ره صدق و صفا خاکش کن
همه ذرات جهان
در
رقصند
رو نهاده به کمال از نقصند
روز
در
باديه مي برد به شب
يک شبي زنده اي از حي عرب
آمدش
در
ره آن باديه پيش
ساختش شمع سيه خانه خويش
کرد
در
ساحت آن خانه نگاه
ديد شبرنگ غلامي چون ماه
در
غل و بند ز گردن تا پاي
قدرتش ني که بجنبد از جاي
در
سه روزه ره اين سر منزل
کردشان بار گران مستعجل
صفحه قبل
1
...
5376
5377
5378
5379
5380
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن