نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
کشتي آساش به هم
در
شکند
رخت هستيش به دريا فکند
چون
در
آن موج ز خود شويد دست
افتدش ماهي مقصود به شست
داشت
در
ستر خلافت دو نگار
هر دو مه طلعت و خورشيد عذار
بيخودي کرد و دل از خود پرداخت
بار خود
در
خطر موج انداخت
بود مه طلعت و ماهي اندام
کرد
در
آب چو ماهي آرام
ديد چون حال وي آن طرفه غلام
خويش را
در
پيش انداخت چو دام
گشته صد چشم هواخواهي را
يافت
در
موج شط آن ماهي را
لب به لب روي به رو بنهادند
دست
در
گردن هم جان دادند
گرنه با طوق وفا تيزتگيم
در
ره تو چو سگان کم ز سگيم
باد
در
لجه اين بحر سراب
جامي از خواري تو عزت ياب
هر چه جز شوق تو
در
جان فگار
کارد افسوس و دريغ آرد بار
اي به هر غير گشاده نظري
در
دلت نيست ز غيرت اثري
ديدن غير ز غيرت دور است
غير بين
در
دو جهان مغرور است
دست
در
دامن شه محکم دار
دل به داغ غم او خرم دار
دل که
در
خون نزد پر ز غمش
کي سزد مرغ حريم حرمش
بيدلي داغ دل افروزي داشت
در
دل از آتش او سوزي داشت
عمرها مست لقايش مي بود
بسته
در
قيد وفايش مي بود
جلوه گر
در
همه اغيار تويي
وز همه گشته نمودار تويي
در
همه کون و مکان غير تو کو
تا کسي بر تو برد غيرت ازو
چشمش از طلعت خود روشن ساز
بر دلش کن
در
آن گلشن باز
اي زده
در
صف دوران دم قرب
ره فراوان ز تو تا عالم قرب
يک يک اوراق فلک طي کردند
روي
در
کرسي و عرش آوردند
صد
در
از لطف گشود ايشان را
قرب بر قرب فزود ايشان را
غرقه
در
وصل و ز وصل آگه ني
جز ازان قبله اصل آگه ني
پرده قربتشان آمده جا
فارغ از پرده
در
خوف و رجا
صفحه قبل
1
...
5372
5373
5374
5375
5376
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن