167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

هفت اورنگ جامي

  • تا ز هر دغدغه ساکن باشي
    در هر آفتکده ايمن باشي
  • سايلي گفت که در روز نبرد
    که ز هيبت بدرد زهره مرد
  • اي درين مرحله تنگ بساط
    مانده در ربقه اندوه و نشاط
  • باش همچون گل خندان خرم
    چند چون غنچه کشي رو در هم
  • نوک پيکان قضا بر جان خور
    در جبين چين مفکن همچو سپر
  • بند بر بند بود کار جهان
    زين هوس ها که بود در تو نهان
  • هر چه آيد به وي از بند و گشاد
    باشد اندر همه در عين مراد
  • بنده جامي که طلبگار رضاست
    مانده در کشمکش خوف و رجاست
  • گر چه در بحر بود کشتي وار
    عاقبت خشک لب آيد به کنار
  • گل همان در نظرش خار همان
    نشود بهر گل از خار رمان
  • چارده ساله مهي بر لب بام
    چون مه چارده در حسن تمام
  • او فروزان چو مه و کرده هجوم
    بر در و بامش اسيران چو نجوم
  • کرد در قبله او روي اميد
    ساخت فرش ره او موي سفيد
  • که در آن منظره گل رخساريست
    که جهان از رخ او گلزاريست
  • پير بيچاره چو آن سو نگريست
    تا ببيند که در آن منظره کيست
  • گر چه در قيد سياهيم و سفيد
    از تو بي قيديي داريم اميد
  • شوق کوتاه کند راه دراز
    بر رخ مرد ببندد در آز
  • کوه هر رنج که در راه بود
    پيش مشتاق کم از کاه بود
  • به هوس گام طلب نتوان زد
    خيمه در کوي طرب نتوان زد
  • خواجه دل بسته در اسباب جهان
    کشتي افکنده به گرداب جهان
  • دل او پردگي پرده آز
    مانده در پرده ازو چهره راز
  • معده غارتگر هر پخته و خام
    خورده در هم چه حلال و چه حرام
  • شبش آبستن هر فسق و فساد
    روز او پرده در صدق و سداد
  • زين مقالات فتد در دل او
    کين مقامات شود حاصل او
  • بلکه پندار وجود ار به مثل
    افکند در ره مقصود خلل