167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

هفت اورنگ جامي

  • بو که در دل کند اينت اثري
    وا شود بر رخت از توبه دري
  • ور نه دريوزه کنان از زن و مرد
    بر در هر کس و ناکس مي گرد
  • مي شد اندر حشم حشمت و جاه
    پادشاوار وزيري در راه
  • رانده اي از حرم قرب خداي
    کرده در کوکبه دوران جاي
  • بود تا بود در آن پاک حريم
    همچو پاکان به دل پاک مقيم
  • در نماز چه شد از پشت خم است
    چون تو را قبله همت شکم است
  • هر چه بر سفره و خوان تو نهند
    هر چه در کام و دهان تو نهند
  • تخم لقمه ست در آب و گل تو
    نکند جز چو خودي حاصل تو
  • لقمه خشک حلالت در کام
    لقمه چرب چه خواهي ز حرام
  • مي کشي خرقه پشمينه به دوش
    مي نهي گوشه فش در بن گوش
  • تا فتد ساده دلي در دامت
    طعمه چاشت دهد يا شامت
  • با بزرگي که در آن کشور بود
    بر سر اهل صفا سرور بود
  • بر وي آن ميوه چنان شيرين دار
    که شود در دو جهان شيرين کار
  • کي سزد دلق مرقع به برت
    در ته دلق گره کرده زرت
  • چند ازو روي نهي در پستي
    بجه از وي که چو جستي رستي
  • ديد در کنج يکي دير خراب
    خفته اي رخت خرد داده به خواب
  • خفته اين گفته ز عيسي چو شنيد
    در جوابش ز سخن چاره نديد
  • اي در رحمت تو بر همه باز
    غرقه نعمت تو شيب و فراز
  • هست گنج تو ز هر گنج فره
    گوهر فقر در او از همه به
  • در غزاهات که با نفس رديست
    خود فرقت کله ترک خوديست
  • دان ز ديباي منقش بهتر
    کت بود در ته پهلو بستر
  • در قيامت به ترازوي حساب
    چربد از مشربه هاي زر ناب
  • از غم بي زريت چهره چو زر
    سرخرويي دهدت در محشر
  • مرديي کن همه را يکسو نه
    ور نه در فقر و فنا زن ز تو به
  • کس فرستاد به وي کان سره زن
    در ره صدق و صفا نادره فن