نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
گفتا رو رو که عشقت امروز
در
من زده آتشي جهانسوز
باشد ز نخست روي عاشق
در
هر چه به طبع اوست لايق
گفت اين دل و دين ز دست داده
در
ورطه عشق ما فتاده
من
در
صدد زوال بي او
ناچيزتر از خيال بي او
چون وعده دوست را به سر برد
بار خود ازان زمين به
در
برد
ناگه گله اي ز آهوان ديد
و او را چو شبان
در
آن ميان ديد
حرفي که کشند روز
در
سلک
تکرار شبش همي کند ملک
کان حله نشين عرابي راد
در
ربع و دمن رئيس و استاد
يکچند چو
در
ديار خود بود
مشغول به کار و بار خود بود
نه کوه گذاشت ني
در
و دشت
بر هر جايي چو باد بگذشت
کردش چو نگاه
در
پس پشت
بر ريگ نوشته ديد از انگشت
سايه نه که شعله هاي سوزان
شد
در
دل و جانشان فروزان
در
هر گامي که مي نهادند
صد چشمه ز چشم مي گشادند
در
هر قدمي که مي بريدند
صد ناله ز درد مي کشيدند
وحش
در
و دشت از فغانشان
از گرد به فرق خاکپاشان
چاک افکندند
در
دل خاک
جا کرد به خاک با دل چاک
در
پرتو آن مزار پر نور
گشتند ددان ز خوي بد دور
مجنون که به خاک
در
نهان شد
گنج کرم همه جهان شد
هر کس ز غمي فتاده
در
رنج
زد دست طلب به پاي آن گنج
روي همه
در
خظيره اش بود
چشم همه بر ذخيره اش بود
در
اول اگر چه داشت ميلي
با جرعه کشي ز جام ليلي
ليلي طلبي او
در
اين جوش
بر شاهد عشق بود روپوش
بر من چو
در
خطاب بگشود
با من جز ازين عتاب ننمود
چون ني گردد
در
آن نشيمن
از ناوک غم هزار روزن
گرديم به هم
در
آن مواقف
هر يک ز حريف خويش واقف
صفحه قبل
1
...
5361
5362
5363
5364
5365
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن