نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
هفت پيکر نظامي
نايبي باشم ازتو
در
شاهي
بنده فرمان به هرچه درخواهي
هرکه او
در
سرشت بد گهرست
گفتنش بد شنيدنش بترست
اژدهائي رسيد بر
در
غار
وآنگه از عنکبوت خواهد بار؟
همه ملک عجم خزانه من
در
عرب مانده خيلخانه من
بامدادان دو شير غرنده
خورشي
در
شکم نياکنده
به که گرمي
در
او نياموزيم
آتش کشته بر نيفروزيم
شرط ما با تو
در
خداوندي
نيست الا بدين خردمندي
روزکي چند چون برآسايم
در
انصاف و عدل بگشايم
گاو نازاده گشت زاينده
آب
در
جويها فزاينده
مردمي کرد
در
جهان داري
مردمي به ز مردم آزاري
گنج
در
حضرتش روانه شده
غارت تيغ و تازيانه شده
شاه چون ديد قدر دانه بلند
در
انبار برگشاد زبند
تا امينان شهر جمع آيند
در
انبار بسته بگشايند
آب
در
ديده گفتش آن دلبند
کاينچنين ناپسند را مپسند
شه ز گرمي سياستم فرمود
در
هلاکم مکوش زودا زود
آب
در
چشم شهريار آمد
دل سرهنگ با قرار آمد
چون ببيند نيازمندي تو
سر
در
آرد به سربلندي تو
تا کنونش ز راه بي رنجي
در
ترازوي خويشتن سنجي
خواست رفتن از مهرباني من
در
سر مهر زندگاني من
تحفهاي بزرگوارش داد
بر يکي
در
عوض هزارش داد
شد سوي شهر شادي انگيزان
کرد
در
بزم خود شکرريزان
چون برآمد ز ماه تا ماهي
نام بهرام
در
شهنشاهي
در
رکابش چو اژدهاي دمان
بود سيصدهزار سخت کمان
زاب جيحون گذشت و آمد تيز
در
خراسان فکند رستاخيز
وانک بودند سروران سپاه
يکدليشان نبود
در
حق شاه
هريکي
در
نهفتهاي نورد
پيشرو کرده سوي خاقان مرد
در
شبي عنبرين بدين خامي
کرد بهرام جنگ بهرامي
ميمنه رفت و ميسره بگريخت
قلب
در
ساقه مقدمه ريخت
شاعران عرب چو
در
خوشاب
شعر خواندند بر نشيد رباب
من که از دهر بر گزيدمتان
در
کدامين مصاف ديدمتان
آنکه
در
عقل پستيش نبود
مي خورد ليک مستيش نبود
کاردان اوست
در
زمانه و بس
نيست محتاج کارداني کس
مدتي هست کز هنرمندي
بر
در
شه کنم کمربندي
مهر آن دختران حور سرشت
در
دلش تخم مهرباني کشت
رستني
در
کشيده سر به زمين
ناميه گشته اعتکاف نشين
خوني از جوش منعقد گشته
پرنياني به خون
در
آغشته
راح گلگون چو گلشکر خنده
پخته گشته
در
آتش زنده
چون سخن
در
سخن مسلسل گشت
بر زبان سخنوري بگذشت
در
ميان بود مردي آزاده
مهتر آئين و محتشم زاده
اوستادي به شغل رسامي
در
مساحت مهندسي نامي
در
خورنق ز نغز کاريها
داده با اوستاد ياريها
در
نگارندگي و گلکاري
وحي صنعت مراست پنداري
جاي
در
حرزگاه جان دارد
بر زمين حکم آسمان دارد
جامه همرنگ خانه
در
پوشد
با دلارام خانه مي نوشد
شاه گفتا گرفتم اين کردم
خانه زرين
در
آهنين کردم
در
همه گرچه آفرين گويم
آفريننده را کجا جويم
آنکه
در
جا نشايدش ديدن
همه جايش توان پرستيدن
در
جواب سخن نکرد شتاب
روزکي چند را نداد جواب
همه
در
کار خويش حيرانند
چاره جز خامشي نمي دانند
در
چنان بيستون هفت ستون
هتف گنبد کشيد بر گردون
صفحه قبل
1
...
534
535
536
537
538
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن