نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
در
خور باشي به وصل آن ماه
لايق گردي به يار دلخواه
آشفتگي از سرش به
در
شد
بين شيشه شکن که شيشه گر شد
صد قصه نو و کهن
در
انداخت
وآخر ز غرض سخن درانداخت
تا
در
نظرت به پاي ريزم
وانهات به زير پاي ريزم
پوشم تن آن عروس چالاک
در
پرده خون و حجله خاک
بادي که ز ناي جهان خيزد
در
ديده عقل خاک بيزد
زان عکس کسي که دور ماند
در
ظلمت شب ز نور ماند
چندانکه به طرف جوي يک بار
مرغي بنهد
در
آب منقار
بر من
در
مرحمت گشايند
وز دور رخش به من نمايند
مجنون نه به يار خود رسيدن
ني
در
همه عمر اميد ديدن
نوميد دليش رنجه
در
بر
مي زد چو چنار پنجه بر سر
چون آهوي دام جسته بگذشت
زان مردم و رو نهاد
در
دشت
جا قله کوه خاره مي کرد
در
هر طرفي نظاره مي کرد
ديده به ديار ليلي افکند
در
کوزه ز گريه سيلي افکند
کشتي ست
در
آب ربع مسکون
تو تيري و بادبانت گردون
گر از
در
اوست بر سرم ريز
چون سرمه به ديده ترم ريز
از دور که مي کند نگاهش
در
طوف به گرد خيمه گاهش
گاهي که بود به هودجش جاي
در
راه طلب که مي نهد پاي
روزي که قدم نهد به محمل
ز آب مژه کيست مانده
در
گل
ليکن بکن اينقدر که باري
در
دامن کوه و کنج غاري
مي کرد به دام و دد نگاهي
در
سينه همي کشيد آهي
در
پهلوي او به لطف جا کن
دست ستمت ازو جدا کن
خنجر چو قلم گرفته
در
مشت
کم زن رقمش به تخته پشت
هر کس که به گرد ران برد دست
در
پهلوي آتش گردني هست
مجنون که نه جامه داشت
در
بر
ني بار عمامه نيز بر سر
صفحه قبل
1
...
5354
5355
5356
5357
5358
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن