167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

هفت اورنگ جامي

  • پاکي ز توهم دويي تو
    در حکم خرد همين تويي تو
  • از کيسه غنچه بند فرساي
    در کاسه لاله مشک تر ساي
  • مهر کهن مرا نوي ده
    در خواهش خود دلي قوي ده
  • خاري که شکست در دل من
    روزي که برآيد از گل من
  • خواهم که کند به سويت آهنگ
    در دامن رحمتت زند چنگ
  • هر جا به اثر نظر گمارند
    زان پي به در مؤثر آرند
  • در خط چو قلم فرو نمانند
    زان قصه خط نويس خوانند
  • از هر چه بود به ملک امکان
    در جلوه گري ز جسم تا جان
  • صد سلسله در ميان نهد پاي
    ليکن همه منتهي به يک جاي
  • در دايره کين خطوط پيداست
    هر يک به محيط مي رود راست
  • در گردش اين بلند کردار
    بين اين همه نقش هاي پرگار
  • هر مرغ سخن که در ترانه ست
    توحيد سراي آن يگانه ست
  • آن به که ز عنف پاک باشيم
    در راه وفاش خاک باشيم
  • نقد دل و جان به او سپاريم
    خود در دو جهان جز او که داريم
  • از پاي شتر نشانه در راه
    مهر است يکي و ديگري ماه
  • ملکت خاتم نهاده در مشت
    کردي تو ز کبريا بر آن پشت
  • مهر تو به جانش مهر کن بود
    در ديوان تو مهر زن بود
  • او در صف وحش و موقف طير
    محتاج به هدهد سبا سير
  • زان در که برآيد از تو کاري
    بر ما بگشاي خشتواري
  • دل کنج نوال توست ما را
    سر در ره آل توست ما را
  • رانش ز نشان داغ ساده
    با داغ تو در بهشت زاده
  • ملکي ديدي در او مکان ني
    تمييز زمين و آسمان ني
  • گشتي همه ديده پاي تا فرق
    در پرتو نور او شدي غرق
  • چون صبح ازل ز عشق دم زد
    عشق آتش شوق در قلم زد
  • مغناطيسي که طبع سنگ است
    در آهن سخت کرده چنگ است