نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
هفت پيکر نظامي
صبح مفرد رو حمايل کش
در
رکابت نفس برآرد خوش
در
همه سفره کاسمان دارد
اجري مملکت دو نان دارد
در
يزک داري ولايت جود
دولت تست پاسدار وجود
گوهر آينه است سينه تو
آب حيوان
در
آبگينه تو
زان سعادت که
در
سرت دانند
مقبل هفت کشورت خوانند
در
گل شوره دانه افشاني
بر نيارد مگر پشيماني
نقش اين کارنامه ابدي
در
تو بستم به طالع رصدي
با تن مرد بد کند خويشي
در
حق ديگران بدانديشي
چو درمنه درم ندارد هيچ
باد
در
پيکرش نيارد هيچ
کيسه زر بر آفتاب فشان
سنگ
در
لعل آفتاب نشان
هر ترازو که گرد زر گردد
سنگسار هزار
در
گردد
چند حمالي جهان کردن
در
زمين حمل زر نهان کردن
از مريدان بي مراد مباش
در
توکل کم اعتقاد مباش
چند تيمار ازين خرابه کشيم
آفتابي
در
آفتابه کشيم
آنگه از رفتنم خبر باشد
کاشيانم برون
در
باشد
گوش پيچيدگان مکتب کن
چون
در
آموختند لوح سخن
صحبتي جوي کز نکونامي
در
تو آرد نکو سرانجامي
در
ترازوي آسمان سنجي
باز جستند سيم ده پنجي
يافتند از طريق پيروزي
در
بزرگي و عالم افروزي
از عجم سوي تازيان تازد
پرورشگاه
در
عرب سازد
چون سهيل از ديار خويشتنش
تخت زد
در
ولايت يمنش
نقش اين کارگاه چيني کار
بهترک بستمي
در
اين پرگار
پادشه همچو تاک انگورست
در
نپيچد دران کز او دورست
عدني بود
در
درافشاني
يمني پر سهيل نوراني
شاهزاده
در
آن حصار بلند
پرورش مي گرفت سالي چند
در
نمودار زيچ و اصطرلاب
درکشيدي ز روي غيب نقاب
در
نظرگاه راست اندازي
يغلقش را به موي شد بازي
در
يمن هر کجا سخن راندند
همه نجم اليمانيش خواندند
چون عرب زخمي آنچنان ديدند
در
عجم شاهيش پسنديدند
آخرالامر ماديان گوري
آمد افکند
در
جهان شوري
آتشي کرده با گياخويشي
گلرخي
در
پلاس درويشي
دهني چون دهانه غاري
جز هلاکش نه
در
جهان کاري
در
کمان سپيد توز نهاد
بر سياه اژدها کمين گشاد
او
در
آن لعبتان شکر خنده
وانهمه پيش او پرستنده
شاه بهرام کين فسانه بخواند
در
فسون فلک شگفت بماند
در
مداراي مرد کار کند
هرچه او را اميدوار کند
زان عنايت که بود
در
سفرش
ياد نامد ولايت پدرش
از جنايت کشيدن پدرش
ديده کس نديد
در
هنرش
در
دل سختشان نخواهم ديد
نرمي آرم که نرميست کليد
گرچه
در
شيوه گهر سفتن
شرط من نيست گفته واگفتن
داد نعمان منذرش ياري
در
طلب کردن جهانداري
هر يکي
در
نورد خود شيري
قايم کشوري به شمشيري
نامداران و موبدان سپاه
همه گرد آمدند بر
در
شاه
کاتب نامه سخن پرداز
در
سخن داد شرح حال دراز
کردگار بلندي و پستي
نيستي يافته به
در
هستي
همه را
در
نگارخانه جود
قدرت اوست نقشبند وجود
در
تمناي هيچ پيوندي
نيست بيرون ازو خداوندي
اين مثل
در
فسانه سخت نکوست
کارزو دشمنست عالم دوست
گاهم اندوه دوستان پيشه
گاهي از دشمنان
در
انديشه
نگذارم به هيچ تدبيري
در
کفاف تو هيچ تقصيري
صفحه قبل
1
...
533
534
535
536
537
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن