نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
يکي مرزبان بود
در
مرز مرو
زني داشت عارض چو گل قد چو سرو
بسي
در
ميان شور و غوغا گذشت
که با وي يکي گردد اما نگشت
به کين شد بدل مهر مدبر غلام
کمر بست
در
معرض انتقام
ز ناگه ظريفي ز اعيان ري
در
اثناي آن گشت مهمان وي
غلام تو را آرزوي محال
فتاد از من بي گنه
در
خيال
ميسر نديد از لبم کام خويش
بگسترد
در
راه من دام خويش
بداند ازين خاطر هوشمند
که
در
کار من از وي افتاد بند
دل مرزبان ازين سخن نرم شد
دگرباره
در
مهر او گرم شد
همي رفت آورده پا
در
رکاب
چو عمر گرانمايه با صد شتاب
نبودي
در
آن جنبش کوه گاه
به جز خانه زينش آرامگاه
سکندر
در
آن دشت پر تاب و تف
همي راند از پردلان بسته صف
ز آسيب ره
در
خراش و خروش
به تن خونش از گرمي خور به جوش
ز جوشش چو زد
در
تنش موج خون
ز راه دماغش شد از سر برون
بسي کرد
در
دفع خون حيله ساز
ولي خون نيستاد ازان حيله باز
که اينست جايي که دانا حکيم
در
آنجا ز مرگ خودت کرد بيم
ازو عقل را رو
در
آوارگي
وزو عشق را چاره بيچارگي
چه از جنس حيوان چه نوع بشر
که زاد اندرين کهنه دير دو
در
قدم
در
طريق صبوري نهد
جزع را به رخ داغ دوري نهد
نکوشد چو خور
در
گريبان دري
نپوشد چو مه جامه نيلوفري
نه از پنجه گيسوي سنبل کند
نه از ناخنان چشمه
در
گل کند
وگر ني نشايد ز صاحب خرد
که
در
مجلس جمع تنها خورد
گرانمايه عمرم که مستعجل است
ز ميقات سي کرده رو
در
چل است
تنم
در
قفس بود با درد و داغ
ولي دل به جان آرزومند باغ
بود کان ز من مانده
در
من رسد
وز اين تيره گلخن به گلشن رسد
سکندر چو نامه به مادر نوشت
به جز نامه موعظت
در
نوشت
صفحه قبل
1
...
5345
5346
5347
5348
5349
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن