167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

هفت اورنگ جامي

  • چون در صدق نيست باز بر او
    مي کند لعنت آن نماز بر او
  • نه در آن صاحب غرض باشي
    نه ازان طالب عوض باشي
  • مظهر آن تويي و در ظاهر
    ساري احکام مظهر و ساير
  • نيست پيش محقق آگاه
    مخلصان را جز اين خطر در راه
  • خس و خاشاک بين که در تگ پا
    مي رود لحظه لحظه جاي به جا
  • جنبش خس اگر ز خس داني
    رخش در کوي شرک مي راني
  • در تلاوت اگر به چشم شهود
    متکم تو را شود مشهود
  • با تو معشوق خفته در آغوش
    تو سپاري به نامه او هوش
  • نامه در هجر نزهت بصر است
    ليک يوم التلاق درد سر است
  • ور شوي از جمال او محجوب
    فکر در نامه کردن آيد خوب
  • از عهود قديم ياد دهد
    صد در فيض را گشاد دهد
  • طرفه تر آنکه اهل جاه و جلال
    که ندارند در زمانه مثال
  • به خرد گر چه در جهان سمراند
    اين زخارف ازين خران بخرند
  • همه در گوش هوششان باد است
    طبعشان ز اجتناب ازان شاد است
  • کهنه خوانند جمله را و قديد
    کي بود در قديد ذوق جديد
  • بس که آن آب صاف و روشن بود
    عکس آن استخوان در آب نمود
  • برد بيچاره سگ گمان که مگر
    هست در آب استخوان دگر
  • لب چو بگشاد سوي آن به شتاب
    استخوانش از دهان فتاد در آب
  • چون بديد آن کلنگ ساده نهاد
    آتشي در نهاد او فتاد
  • به جهان در دهم صلاي کرم
    خود خوردم طعمه و خورانم هم
  • سرنگون شد ز بخت بد فرماي
    در غديري فتاد پر گل و لاي
  • ماند در لاي و گل پر و بالش
    شد به ادبار مبدل اقبالش
  • کرد شخصي سؤال ازو به شگفت
    کين چه مرغ است در جوابش گفت
  • باز را در شکار بودن به
    جغد را جغدوار بودن به
  • گر تو از در روي مبارک باد
    تاج فضلت کلاه تارک باد