نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
مي کشد
در
قطار خويش تو را
مي کشد زير بار خويش تو را
از همه مردمان کناره گزيد
ترس ترسان
در
آن مناره خزيد
بانگ مي زد که من نهان شده ام
وز جفاي تو
در
امان شده ام
بلکه خود زين ديار دورم من
همچنان
در
تکاو غورم من
وان که
در
مانده وجود خود است
صيد دام شقاوت ابد است
هست
در
نفس دار و گير بسي
که نداند به غير پير کسي
چه بود
در
ترازوي اميد
وزن اين يک دو مشت پشم سفيد
نور مي بايدت
در
دل گير
که دل است از خداي نور پذير
بر
در
او مقيم و قائم باش
تا بود جان بجا ملازم باش
گر چه عاريت است اول کار
ملک گردد
در
آخر از تکرار
باش
در
هر نفس ز اهل شعور
که به غفلت گذشت يا به حضور
در
همه شغل باش واقف دل
تا نگردد ز شغل خود غافل
ور تو
در
تربيت کني تقصير
گردد از اين و آن فساد پذير
بگسلي خويش از هوا و هوس
روي او
در
خداي داري و بس
کش مبادا شود
در
آن ما بين
از گل آلوده جامه يا نعلين
گفت عارف که
در
وفا فرد است
کار خود بر نفس بنا کرده ست
تيغ
در
دست توست دشمن کش
خاصه آن را که هست دشمن هش
نفس اگر نيست
در
درون باقي
چه غم از دشمنان آفاقي
گر چه
در
قصد مال و جاه تواند
همه مانع کشان راه تواند
هست
در
راه فقر مصطفي
مال و جاه تو مانعان قوي
ظاهرا گر چه خصم و بدکار است
در
حقيقت تو را مددگار است
وان که با من ز دشمني زد دم
دوستدار من اوست
در
عالم
رويم از خود بتافت
در
حق کرد
قبله ام وجه حق مطلق کرد
تا تو
در
بند نفس وسواسي
دشمن خود ز دوست نشناسي
در
نگيرد بدو نه مهر و نه کين
سر اعدا عدوک اينست اين
صفحه قبل
1
...
5305
5306
5307
5308
5309
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن