167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

هفت اورنگ جامي

  • رود اين حرف در همه آنات
    بر نفس هاي جمله حيوانات
  • شرح اشباع فتحه آنکه مدام
    شد در اين اسم درج فتح تمام
  • به هوا و هوس در او نرسي
    تا ز لا نگذري به هو نرسي
  • هيچ ذاتي به ذات او نرسد
    عقل کل در صفات او نرسد
  • همه در راه و راه مي جويند
    از غمت آه آه مي گويند
  • در مکين و مکان چه فوق و چه تحت
    وحدتي ساذج است و هستي بحت
  • وانچه خود را ازان کند تقديس
    تو در اثبات آن مکن تلبيس
  • در صفت هاي حق مشو يک چشم
    مي گشا سوي هر يک اندک چشم
  • معتدل شو که هر که اهل دل است
    در جميع امور معتدل است
  • ذات تو در سرادقات جلال
    از ازل تا ابد به يک منوال
  • دمبدم در رهم منه دامي
    تا پي کام خود زنم گامي
  • چند باشم ز خود پرستي خويش
    بند در تنگناي هستي خويش
  • مي پرد مرغ همتم گستاخ
    در رياض اميد شاخ به شاخ
  • من که باشم که با تو در بن غار
    همچو اصحاب کهف باشم يار
  • روزگاري در آن قلم زده ام
    از خطا و خلل رقم زده ام
  • نيست حرفي در او مصون ز عوج
    چون الف بلکه کاف وش همه کج
  • ز آب عفوش ورق بشوي نخست
    پس به کلک کرم که در کف توست
  • پاي کش در گليم گوشه خويش
    دست بگشا به کسب توشه خويش
  • روي دل در بقاي سرمد باش
    نقد جان زير پاي احمد باش
  • چون سهيلش رفيق سنگ آمد
    سنگ در دم عقيق رنگ آمد
  • سنگکي کم ز مهره تسبيح
    در کفش سبحه خوان به لفظ فصيح
  • وان فصيحان دل سيه چون سنگ
    در خموشي ز نعت او يکرنگ
  • تا که حاصل شود بدين تبديل
    نام او در بدايت تنزيل
  • ثبت در وي به لون بي لوني
    کلمات الهي و کوني
  • بيدلي کرد در وفاي تو سود
    که چو نعلين رخ به پاي تو سود