نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
فرهاد و شيرين وحشي بافقي
نبودش باور از بخت اين که شيرين
نشسته
در
برش چون باغ نسرين
وليکن از گزيدن پاس خود داشت
مکيده و بوسه اي
در
پاش بگذاشت
ولي از معني خير الامورش
نه
در
نزديک دل ماند و نه دورش
که اي وصلت دواي درد هجران
چه سازم
در
فراقت با دل و جان
که
در
قربت مه ار مهرش بسوزد
ز مهرش بار ديگر برفروزد
هلالش را چو خواند
در
مقابل
کند بدر و برد اندوهش از دل
و گر چون شکرم
در
کام گيرد
ز لعل شکرينم جام گيرد
تراگر راندن شهوت مراد است
مرا ني
در
کمر آب و نه باد است
چو خسرو گر کسي آلفته گردد
بود کين
در
به سعيش سفته گردد
ز حرف کوهکن شيرين برآشفت
بخنديد و
در
آن آشفتگي گفت
تو کوه بيستون از پا درآري
چرا افزار
در
سفتن نداري
ز عشقت بي نياز از ملک و مالم
در
اين برج شرف نبود وبالم
از اين خدمت مرا معذور مي دار
که
در
سفتن بسي کاريست دشوار
مرا
در
عشق تو از خود خبر نيست
به غير از عاشقي کار دگر نيست
دهانش را ز نقل بوسه پر کرد
ز مژگان هم کنارش پر ز
در
کرد
در
آغوشش دمي بگرفت چون جان
به کامش لب نهاد و گفت خندان
چو خور بر کوهه گلگون برآمد
چو سيل از کوه
در
هامون برآمد
ندانم
در
فراق يار چون کرد
ز تيشه بيستون را بي ستون کرد
حديث کوهکن گفتند با هم
در
اين مدعا سفتند با هم
در
آخر از حديث مرگ شيرين
به جان کوهکن افکند زوبين
خمش کن صابر ازين گفت پرپيچ
که دنيا نيست غير از هيچ
در
هيچ
زبان زين گفتگو بربند يکچند
که توتي از زبان مانده ست
در
بند
دلم از معني اين قال خون است
که
در
آخر ندانم حال چون است
هفت اورنگ جامي
يکي از فتحه فتح باب فتوح
کرده
در
منظر مروح روح
ملک في نفسه بود ساکن
نيست جنبش
در
او ازو ممکن
صفحه قبل
1
...
5301
5302
5303
5304
5305
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن