نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
فرهاد و شيرين وحشي بافقي
تو اندر بت تراشي بودي استاد
ندانستي
در
اينجا بايد استاد
همي بيني از اين برگشته مژگان
به سينه خنجر و
در
ديده پيکان
به رويت
در
نه زانسان تنگ بسته
که بين خنده اي زان همچو پسته
براي آن که
در
صنعت شوي فرد
به رويم بايدت چندين نظر کرد
چو زنگ از آينه ي خود پاک سازي
در
آن نقش مرا ادراک سازي
به موي تو که
در
روي تو حيران
شدم از غمزه آن چشم فتان
گرفته گردنت
در
عشوه کردن
به شوخي خون سد بي دل به گردن
اگر چيز دگر
در
آن ميان هست
نه من دانم نه خسرو تا جهان هست
بيا تا بر رخت آرم نگاهي
که
در
کيش وفا نبود گناهي
گل و سبزه ز بس انبوه گشته
نهان
در
زير سبزه کوه گشته
روان از چشمه هايش آب روشن
عيان
در
آب روشن عکس گلشن
دل شيرين
در
آنجا گشت نازل
فرود آمد ز گلگون از پي دل
بيار و
در
قدح ريز و به من ده
گلم افسرده بين آب چمن ده
شکر
در
کام خسرو خوش گواراست
کز اين قند مکرر روزه داراست
روان شد گرمي مي
در
دماغش
فروزان شد ز برق مي چراغش
به برگ گل نشستن خوي چو شبنم
گلش را تازگي افزود
در
دم
ز جا برجست و
در
پهلوش بنشست
سخن بشنيد از او خاموش بنشست
مراد خويشتن با او نمي گفت
سخن
در
آن رخ نيکو نمي گفت
چو شيرين اينچنينش ديد ،
در
دم
به ساقي گفت مي درده دمادم
که
در
عشقم بجز خواري نديده ست
ره و رسم وفاداري نديده ست
ازاين مهمان که امشب هست مارا
نخواهد بست غم
در
شست ما را
نه دايه نه کنيزي هست
در
کار
که بخت کوهکن گشته ست بيدار
به محفل هر چه مي بايست بردند
به جان پا
در
ره خدمت فشردند
نهاليها نهادند و برفتند
در
آن بيدار شب تا روز خفتند
به هر سودا اگر مي بود سودي
فقيري
در
جهان هرگز نبودي
صفحه قبل
1
...
5300
5301
5302
5303
5304
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن