167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • ببين خورشيد تو در جان نظر باز
    کنون بنگر در انجام و آغاز
  • جمال بي نشان داري تو در بر
    حقيقت اوست در جانان تو رهبر
  • تمامت بيخبر در عين پندار
    و زو يک تن در اينجا شد خبردار
  • در اين دريا عجائب بيشمارست
    در او کردم و بلا هر دم هزارست
  • در اين دوزخ گرفتار و اسيري
    از آن پيوسته در رنج و ز حيري
  • در اين دوزخ فتادستي تو در بند
    مر اين دوزخ اگر مردي تو بربند
  • در اين دوزخ که پر مارست و کژدم
    زند او جوش ها چون خم در خم
  • صفات ماه بنگر در درونت
    که نور اوست در جان رهنمونت
  • صفات روح را در دل نظر کن
    در او پيدا همه راز معاني
  • صفات باد موجود است در تو
    يقين روح معبود است در تو
  • صفات آب بنگر در رگ و پوست
    گرفته در درونت تو بر توست
  • صفات خاک چون پيداست در تن
    که خود در خاک داري عين مسکن
  • نظر کن در دل و درياب بيچون
    درون را با برون بگرفته در خون
  • توئي در خلوت دل باز مانده
    نديده راز در دل باز مانده
  • يقين را پيش دار ايدل در اينجا
    بکن مقصود خود حاصل در اينجا
  • توئي مجنون و ليلي در درونت
    ويت در سوي خود چون رهنمونت
  • در اين ديوانگي ايدل چه ديدي
    دمي در صحبت ليلي رسيدي
  • منم مجنون منم ليلي در اينجا
    منم يعقوب و يوسف در هويدا
  • همه ليلي شوم در جزو و در کل
    مرا گويد که هان مجنون من قل
  • نظر مي کرد ليلي در ميان ديد
    حقيقت خويش در شور و فغان ديد
  • اناالحق ميزند گر گشته بيخود
    ز من فارغ شده در نيک و در بد
  • در اين کبر و مني ناگه بميري
    که بي شک در کف ايشان اسيري
  • حسد قوت گرفتست اندل ايندل
    از آن افتاده در خون و در گل
  • تو اينجا اصل ياري در حقيقت
    حقيقت اصل و نوعي در شريعت
  • تو در يکي قدم زن در اناالحق
    اناالحق گوي کاين است سر مطلق