نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
فرهاد و شيرين وحشي بافقي
دليل آنکه عشقش
در
نهاد است
وفاي عهد بر ترک مراد است
اگر گويد
در
آتش رو، روي خوش
گلستان داني آتشگاه و آتش
وگر گويد که
در
دريا فکن رخت
روي با رخت و منت دار از بخت
به هر صورت که نبود نا گزيرت
بجز معشوق نبود
در
ضميرت
يکي فرهاد را
در
بيستون ديد
ز وضع بيستونش باز پرسيد
ز شيرين گفت
در
هر سو نشاني ست
به هر سنگي ز شيرين داستاني است
فلان روز اين طرف فرمود آهنگ
فرود آمد ز گلگون
در
فلان سنگ
سخن
در
کيمياي جسم و جانست
که گر خود کيميايي هست آنست
گرت سد قلزم آيد
در
گذرگاه
به هر گامي نهنگي بر سر راه
نگاهي بايد از مجنون
در
آغاز
که آيد چشم ليلي بر سر ناز
اگر عالم همه گردند همدست
گمان اين مبرکاين
در
توان بست
بود هرجا دري از خشت و از گل
برآوردن توان الا
در
دل
در
آن قربي که باشد قرب جاني
خلل چون افکند بعد مکاني
غرض گر آشناييهاي جانست
چه غم گر سد بيابان
در
ميانست
تو دايم
در
ميان راز مي باش
پس ديوار گو غماز مي باش
در
آن صحبت که جان دردسر آرد
که باشد ديگري تا دم برآرد
ز بعد ظاهري خسرو زند جوش
که خواهد دست با شيرين
در
آغوش
بود هر دل به ذوق خاص
در
بند
ز مشغولي به شغل خاص خرسند
چنان آزرده گشتش طبع نازک
که عاجز گشت نازش
در
تدارک
دلش پر شکوه، جانش پرشکايت
ولي خود دير پروا
در
حکايت
درون پرجوش و دل با سينه
در
جنگ
سوي بازار شکر کرد آهنگ
کنون بشنو
در
اين ديباچه راز
که شيرين مي رود چون بر سر ناز
هنوز آثار گرمي با شرر بود
کز آن
در
مجلس شيرين خبر بود
از آن پيمان شکن يار هوس کوش
تف غيرت نهادش
در
جگر نوش
از آن نيشش که
در
جان کار مي کرد
درون سنگ را افکار مي کرد
صفحه قبل
1
...
5288
5289
5290
5291
5292
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن