نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
خسرو و شيرين نظامي
گهي مستي شکستن بر خمارش
گهي پنهان کشيدن
در
کنارش
نمي شد موش
در
سوراخ کژدم
بياري جايروبي بست بردم
چراغي کز جهانش برگزيدي
ترا دادند و بادش
در
دميدي
دهان چندان نمايد نوش خندي
که يابد
در
طبيعت نوشمندي
شد از چشم فلک نيرنگ سازي
گشاد ابرويها
در
دلنوازي
در
رويه کرد تخت پادشائيش
کشيده صف غلامان سرائيش
چو زد زارايش خورشيد راهي
در
آرايش بدي خورشيد ماهي
نواهائي بدينسان رامش انگيز
همي زد باربد
در
پرده تيز
فرو مي خواند ازين مشتي فسانه
در
او تهديدهاي مادگانه
وگرنه بر
در
دوزخ نهاني
چرا مي جويم آب زندگاني
برون پرده فرهاد ايستاده
ميان
در
بسته و بازو گشاده
رسيده آتش دل
در
دماغش
ز گرمي سوخته همچون چراغش
گرفته عشق شيرينش
در
آغوش
شده پيوند فرهادش فراموش
گهي با آهوان خلوت گزيدي
گهي
در
موکب گوران دويدي
چو عاجز گشت خسرو
در
جوابش
نيامد بيش پرسيدن صوابش
در
اين دهليزه تنگ آفريده
وجودي دارم از سنگ آفريده
طمع
در
زندگاني بسته بودم
اميد اندر جواني بسته بودم
مسيحاوار
در
ديري نشيند
که با چندان چراغش کس نبيند
گلشن فرمود
در
شکر سرشتن
به شيرين نامه شيرين نوشتن
به حکم اوست
در
قانون بينش
تغيرهاي حال آفرينش
فسانه بود خسرو
در
نکوئي
فسونگر بود وقت نغز گوئي
کشيده
در
عقابين سياهي
پر و منقار مرغ صبح گاهي
علمداران علم بالا کشيدند
دليران رخت
در
صحرا کشيدند
برون آمد مهين شهسواران
پياده
در
رکابش تاجداران
کمر
در
بسته و ابرو گشاده
کلاه کيقبادي کژ نهاده
بنه
در
يک شکارستان نمي ماند
شکارافکن شکارافکن همي راند
مرصع پيکري
در
نيمه دوش
کلاه خسروي بر گوشه گوش
که گر نگذارم اکنون
در
وثاقش
ندارم طاقت زخم فراقش
بدين طاوس کرداري همائي
روان شد چون تذروي
در
هوائي
اگر گوشم بگيري تا فروشي
کنم
در
بيعت بيعت خموشي
بدان تا لشگر از من برنگردد
بناي پادشاهي
در
نگردد
اگر گامي زدم
در
کامراني
جوان بودم چنين باشد جواني
هنوزم ناز دولت مينمائي
هنوز از راه جباري
در
آئي
تو هرگز
در
دلم جائي نکردي
چو دلداران مدارائي نکردي
هنوزم غنچه گل ناشکفته است
هنوزم
در
دريائي نسفته است
هنوزم لب پر آب زندگانيست
هنوزم آب
در
جوي جوانيست
ولي نعمت رياحين را نسيمم
وليعهد شکر
در
يتيمم
من آرم
در
پلنگان سرفرازي
غزالان از من آموزند بازي
حساب آرزوي خويش کردن
به روي ديگران
در
پيش کردن
بر باغ ارم پوشيده شاخست
غلط گفتم
در
روزي فراخست
هزارت حاجت از شاهي رواباد
هزارت سال
در
شاهي بقاباد
ببين
در
اشک مرواريد پوشم
مکن بازي به مرواريد گوشم
مبارک رويم اما
در
عماري
مبارک بادم اين پرهيزگاري
چراغي عالم افروزنده بودي
چو
در
دست آمدي سوزنده بودي
چو خرگوش افکند
در
بردباري
کند هر کودکي بروي سواري
به دهليز سراپرده سياهان
حبش را بسته دامن
در
سپاهان
نمانده
در
حريم پادشائي
وشاقي جز غلامان سرائي
گهي خلخالهاش از پاي کندي
بجاي طوق
در
گردن فکندي
کلاغي ديد بر جاي همائي
شده
در
مهد ماهي اژدهائي
نهاده بر دهانش ساغر مل
شکفته
در
کنارش خرمن گل
صفحه قبل
1
...
526
527
528
529
530
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن