نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ناظر و منظور وحشي بافقي
در
اين گلشن که چون غم نيست هرگز
جفايي بيش از آن دم نيست هرگز
به بزم وصل مدتها درآيي
ز نو هر دم
در
عيشي گشايي
به ناگه حيله اي سازد زمانه
فتد طرح جدايي
در
ميانه
به کنج عافيت منزل نماييم
در
راحت به روي دل گشاييم
کسي را جاي
در
پهلو نگيريم
به وصل هيچ ياري خو نگيريم
معلم بر
در
دستور جا کرد
حديث خود به خاصانش ادا کرد
چو از هر
در
سخنها گفته گرديد
از و احوال مکتب باز پرسيد
دلش ميل چه علمي بيش دارد
چه مبحث اين زمان
در
پيش دارد
اديب افکند سر چون خامه
در
پيش
بسي پيچيد همچون نامه بر خويش
به مکتب صبحدم چون گشت حاضر
بود
در
راه مکتب خانه ناظر
نشيند گوشه اي از غصه دلتنگ
ز دلتنگي بود با خويش
در
جنگ
گزد انگشت چنداني که
در
مشت
سيه سازد چو نوک خامه انگشت
چو منظور از
در
مکتب درآيد
نماند رنج و اندوهش سرآيد
معلم دامنش بگرفت و بنشاند
حديث چند از هر
در
بر او خواند
ببايد چاره اي کردن
در
اين کار
که گرداند ازين بارش سبکبار
ز هر بحثي حديثي کرد اظهار
سخنها گفت
در
تدبير اين کار
در
آن شب ناظر از هجران منظور
به کنجي ساخت جا از همدمان دور
در
اين تاريک شب خود را رساند
به يک دم شمع عمرم را نشاند
چرا پيراهن آغشته
در
خون
به سر پيچيدي اي مرغ همايون
بنه بهر سفر رو
در
بيابان
که درد عشق را اينست درمان
وزير دانش اندوز خردمند
چو کرد اين فکر
در
تدبير فرزند
گرت بايد به فر سروري دست
سفر کن زانکه اين فر
در
سفر هست
بنه سر
در
سفر ، منشين به يک جا
گرت بايد ز اسفل شد ، به اعلا
در
نامي شود هر قطره باران
ز ابرش چون سفر باشد به عمان
چه باشد گر بود
در
خدمت تو
به کام خود رسد از دولت تو
صفحه قبل
1
...
5276
5277
5278
5279
5280
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن