167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان وحشي بافقي

  • در امور معظم ار ايام سوگندي خورد
    باد سوگند عظيمش عزت عباس بيگ
  • يار در قصرچنان مايحه اي ذيل جهان
    ماکجاييم و تماشاگه ديدار کجا
  • برسيده ست در اين باغ خزاني هيهات
    کي دگر بلبل ما را بود اميد بهار
  • کاش چاهي که در او يوسف ما افکندند
    راه بازآمدنش جانب کنعان بودي
  • رو بتابيد آتشين رويان ز گلشن بعد از اين
    همچو آتش جاي در خاکستر گلخن کنيد
  • در دبيرستان گردون تا نشان يابد ز تير
    خصم بي تدبير او يارب نشان تير باد
  • شاهد عيش نهان بود پس پرده چرخ
    همچنان در پس آن پرده نهان است که بود
  • هيچ بيمار در اين دور به صحت نرسيد
    مهر بنگر که همانش خفقان است که بود
  • آه بر چرخ رسانيد در اين روز سياه
    دود از مشعل خورشيد برآريد ز آه
  • ساربان ناقه بر انگيخت ز پي بشتابيد
    واي بر آنکه در اين باديه هايل ماند
  • محمل آمد به در شهر مباشيد خموش
    سينه ها را بخراشيد و برآريد خروش
  • در خور مرتبه چرخ بلند است اين کار
    دست از پايه نعشش همه کوتاه کنيد
  • شد کشته عالم و تو همان در مقام جنگ
    اي تيز جنگ کند نگرديد خنجرت
  • چون جويم از تو مهر که برخاکش افکني
    گيرد اگر چه مهر جهانگير در برت
  • در خاک رفت گنج مرادي که داشتيم
    ما را نماند خاطر شادي که داشتيم
  • آن سرو که جايش دل غم پرور ماست
    جان در غم بالاش گرفتار بلاست
  • شيريني وصل را نمي دارم دوست
    از غايت تلخيي که در هجران است
  • شاها سربخت بر در دولت تست
    يک خيمه فلک ز اردوي شوکت تست
  • آن مايع که سرمايه عيش و طرب است
    آنم بفرست و در زمانم بفرست
  • هر صيد مرادي که بود در عالم
    فتراک پرست رخش اقبال تو باد
  • شاها چو کمان قدر به فرمان تو باد
    چون گوي فلک در خم چوگان تو باد
  • شاها در جهان عرصه درگاه تو باد
    آفاق پراز خيمه و خرگاه تو باد
  • پيوسته کدويش ز مي ناب پر است
    يعني که مدام باده در سر دارد
  • شاها به عداوت توکس يار نشد
    کاو در نظر جهانيان خوار نشد
  • با نشأه خصمي تو آنکس که بخفت
    در خواب شد آنچنان که بيدار نشد