167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

ديوان وحشي بافقي

  • اي ظفر در رکاب دولت تو
    تهنيت خوان فتح و نصرت تو
  • قهرت آنجا که در مصاف آيد
    کار شمشير از غلاف آيد
  • تير باران تو کند ز شکوه
    زره تنگ حلقه در بر کوه
  • بسته در بحر و بر نهنگان راه
    دشت بر اژدها نموده سياه
  • شرر از نعلش ار فراز آيد
    کوه ياقوت در گداز آيد
  • ملک از انصاف تو چنان آباد
    که در او جغد کس ندارد ياد
  • صعوه شاهين کش از حمايت تو
    باز گنجشک در ولايت تو
  • در شمارش يک و هزار يکي
    خاک را با زر اعتبار يکي
  • شعر تا در پناه خاطر اوست
    هست مقبول طبع دشمن و دوست
  • شعر را کرده در به دولت باز
    بر درش يک جهان سخن پرداز
  • زين طربخانه نشاط انگيز
    رفته غم تا در عدم به گريز
  • آب صافش زلال چشمه مهر
    غرق در وي چو عکس خويش سپهر
  • ديده با ماهيش به جلوه در آب
    حوت گردون ز رشگ گشته کباب
  • يا رب اي بزم باد فرخنده
    شمع دولت در او فروزنده
  • آنکه اقبال خادم در اوست
    بخت و دولت غلام و چاکر اوست
  • اگر ره بايدت در خلوت خاص
    بپرس اول ره حمام اخلاص
  • برونش را براي تربيت روح
    به هر جانب در سد فيض مفتوح
  • قدم در مجمع اهل صفا نه
    براي خويشتن جاني صفا ده
  • غبارم را فکن در رهگذاري
    که گاهي مي کند آن مه گذاري
  • لبش را در تبسم غنچه تا ديد
    ز شکر خنده اش بر خويش پيچيد
  • زديم از بخت بد در نيل غم رخت
    مبادا کس چو ما يا رب سيه بخت
  • چو ما در بخت بد کس ياد دارد؟
    سيه بختي چو ما کس ياد دارد؟
  • در آن منزل که چون مه خوش برآيي
    کند خورشيد پيشت چهره سايي
  • اي کيدي مستراح بردار
    دم در کش و شاعري مکن بار
  • با رويک سخت و قدک پست
    با آن منيي که در سرت هست