167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان وحشي بافقي

  • کشيده خوان عطاي تو بر بسيط زمين
    فتاده صيت سخاي تو در بساط زمان
  • پاي در ربع نخست از چار ربع زندگي
    رهزن ايام عمرش ره زده بر کاروان
  • غرق رحمت باد يارب در محيط مغفرت
    موج فيضي شامل حالش زمان اندر زمان
  • طاقتي بخشد شه و شهزاده ها را ذوالمنن
    تا ابدشان دارد از کل نوايب در امان
  • بسکه از پهلو به پهلو گشته ام در بزم غم
    کرده پهلويم سراسر همچو قانون آبله
  • راه جنت کي تواند يافت آن دوني که شد
    پاي او در جستجوي دنيي دون آبله
  • سرور غالب اميرالمؤمنين حيدر که شد
    در طريق جستجويش پاي گردون آبله
  • رفت مدتها که پا بر خاک نتواند نهاد
    در ره او پاي انجم نيست جيحون آبله
  • بر دربار ز بسياري سرهاي سران
    عرصه خاک همه گم شده در زير جباه
  • چشم در راه جهاني که برون فرمايد
    همچو خورشيد بلند اختر گردون خرگاه
  • در جهان بارد اگر ابر ز بحر سخطش
    همه جا تيغ برويد به دل برگ گياه
  • سايه طاير بأسش نگذارد که شود
    بيضه در فصل تموز از تف خورشيد تباه
  • در همان روز که فرمان تو بر عالم تاخت
    رفت از ملک طبيعت به هزيمت اکراه
  • نام نيک است کليد در دروازه دل
    دل نه ملکيست که تسخير کنندش به سپاه
  • چه در گوش گل گفت باد خزاني
    که انداخت از سر کلاه کياني
  • که در بزم عشرت به گردش درآري
    به کامت شود گردش آسماني
  • چه شادي ازين به که در بزم عشرت
    نشيني و ساقي برابر نشاني
  • به سازنده دف آورد روي در روي
    نوازنده با ني کند همزباني
  • تويي آن گرانمايه در گرامي
    که چون جوهر اولت نيست ثاني
  • در آن دم که گلگون چو برق جهنده
    به خون ريز دشمن به ميدان جهاني
  • در اين دشت از جور گرگ حوادث
    مطيعش اگر شيوه سازد شباني
  • همان گير کز تست اين دير ششدر
    پر از زر در او نه خم خسرواني
  • الا تا مه نو در اين کهنه ميدان
    کند گوي خورشيد را صولجاني
  • دلم دارد به چين کاکلش سد گونه حيراني
    به عالم هيچکس يارب نيفتد در پريشاني
  • منم زان يوسف گل پيرهن نوميد افتاده
    حزين در گوشه بيت الحزن چون پير کنعاني