167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان وحشي بافقي

  • از در مدح و زيور نامت
    مي دهم زيب و زينت اشعار
  • در دعاي دوام دولت شاه
    دست عجز و کف نياز برآر
  • تا جهان را بهار و عيدي هست
    در جهان باشي اي جهان وقار
  • ساعتي کان ساعت از خوبي گلستان ارم
    در نخستين گام گردد باغ فردوست دچار
  • ساعتي کان ساعت ار آبي رود همراه ابر
    باز گردد قطره هايش گشته در شاهوار
  • در چنين وقت همايوني و فرخ ساعتي
    زد به دولت خيمه بيرون داور جم اقتدار
  • خيمه اي کايمن شوند اهل قيامت ز آفتاب
    گر کسش در عرصه محشر زند روز شعار
  • روضه فردوس بزم تست کاندر ساحتش
    هر چه در دل بگذرد حاضر شود بي انتظار
  • پيش دست گوهر افشانت که فوق دستهاست
    وز گهرباريش پر در گشته دامان بحار
  • هست دريا کآيد و در يوزه گوهر کند
    اينکه بعضي ابر مي خوانندش و بعضي بخار
  • گرنه در زنجير بودندي ز موج آب چشم
    کس نماندي کز پيت نشتافتي ديوانه وار
  • کشتي ما که موج غمش داشت در ميان
    برخاست باد شرطه و افتاد بر کنار
  • ايزد چو کرد تعبيه در چرخ نظم کون
    دادش به مقتضاي رضاي تو اختيار
  • در حمله نخست سپر بايدش فکند
    با تيغ گردني که کند قصد کارزار
  • در معرض شماره او گو ميا حساب
    دست اميد بخش تو چون شد وظيفه بار
  • دريا گهي که موج زند زان قبيل نيست
    امواج او که رخنه در او افکند بخار
  • بودم خزف فروش سر چار سوي فکر
    پر ساختي دکان من از در شاهوار
  • اطناب در سخني نيست مختصر
    وحشي از آن سبب به دعا کرد اختصار
  • تا رخش روزگار نيايد به زير زين
    تا توسن فلک نتوان داشت در جدار
  • سد زبان خواهم که سازم يک به يک گوهر نثار
    در ثناي ميرزاي کام بخش کامکار
  • کشتي انديشه گر در قلزم قهرش فتد
    بشکند جايي که نايد تخته اي زان بر کنار
  • بر ضمير او که مرآت تصاوير قضاست
    آنچه در اوهام بالقوه است بالفعل آشکار
  • حرف خوانان کتاب لطف او را در نظر
    نسخه ترياق فاروق است نقش پشت مار
  • نقشش از عالم جهد بيرون اگر بر پشت او
    مقرعه در دست تمثالي کشد صورت نگار
  • دست مظلومان چنان کردي قوي کاهو بره
    با بروت شير بازي مي کند در مرغزار