نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان وحشي بافقي
در
دست نداريم بجز خار ملامت
زان دامن گل کز چمن وصل نچيديم
سد کس به يک نگه فکني
در
کمان لطف
شيدايي نگاه پراکنده ات شوم
به مهجوري صبوري کار من نيست
بسي خود را
در
اين کار آزمودم
کرد آنچنان جمالي
در
کنج خانه ضايع
بر عشق من ستم کرد بر حسن خويشتن هم
دور از چمن وصل يکي مرغ اسيرم
ترسم که شوي غافل و
در
دام بميرم
جان کرد وداع تن و برخاست که وحشي
بنشين تو که من
در
قدم موکب ميرم
منفعل گشت بسي دوش چو مستش ديدم
بوده
در
مجلس اغيار چنين فهميدم
چون طفل اشک پرده
در
راز نيستم
از من مپوش راز که غماز نيستم
در
انتظار اينکه مگر خواندم شبي
يک شب نشد که گوش بر آواز نيستم
بيخود مرا حکايت او چيست بر زبان
گر
در
خيال آن بت طناز نيستم
در
بزم عشق نرد مرادي نمي زدم
زانرو که چون رقيب دغا باز نيستم
مکن تغافل و مگذارم از کمند برون
که صيد بيشه بسيار
در
کمين دارم
در
راه عشق با دل شيدا فتاده ايم
چندان دويده ايم که از پا فتاده ايم
عاشق بسي به کوي تو افتاده است ليک
ما
در
ميانه همه رسوا فتاده ايم
وحشي نکرده ايم قد از بار فتنه راست
تا
در
هواي آن قد رعنا فتاده ايم
از بهر چه
در
مجلس جانانه نباشم
گرد سر آن شمع چو پروانه نباشم
سد فصل بهار آيد و بيرون ننهم گام
ترسم که بيايي تو و
در
خانه نباشم
در
اصل حل مسأله عشق کس نکرد
يا ما بدين دقيقه مشکل نمي رسيم
در
مجلسي ميانه جمعي نبود يار
کانجا پي نظاره کناري نداشتم
در
دام غمت تازه فتادم نگهم دار
من عادت مرغان نو آموخته دارم
ز حرف گرم وحشي آتشي
در
سينه افکندم
باو اظهار سوز سينه سوزان خود کردم
ديريست که رندانه شرابي نکشيديم
در
گوشه باغي مي نابي نکشيديم
وحشي به رخ ما
در
فيضي نگشودند
تا پاي طلب از همه بابي نکشيديم
آورده اقبالم دگر تا سجده اين
در
کنم
شکرانه هر سجده اي سد سجده ديگر کنم
با مرکز و محيط نداريم هيچ کار
هست اينقدر که
در
خم پرگار عالميم
صفحه قبل
1
...
5244
5245
5246
5247
5248
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن