نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان وحشي بافقي
چون تو
در
ديده نشيني نرود اشک بلي
کي رود طفل زجايي که تماشا باشد
دورم از مطلب همان با آنکه هرگز هيچکس
اينقدرها جهد
در
تحصيل مطلوبي نکرد
خسک
در
زير پا دارد مقيم کوي مشتاقي
عجب نبود که پاي صبر افشردن نمي داند
چو باشد باده
در
خم تلخي و حالي دگر دارد
تصرف کردن باديش از کيفيت اندازد
خلاف عقل باشد مي نخورده جامه آلود
برد خود را کسي
در
شاهراه تهمت اندازد
در
راسته ناز فروشان که بتانند
ماييم ونگاهي که به هيچش نستانند
جز رنگي و بويي نه و سد مايه آزار
در
پرده گل خار بني چند نهانند
بر
در
ميخانه من خواهم که آيد غمزه مست
گه ميانم گيرد و گاهي گريبانم کشد
گلشن شوقي هوس دارم که رضوان از بهشت
بر
در
باغ آيد و سوي گلستانم کشد
در
کدامين چشم جويم آن نگاه بردگي
کاشکارا گويدم برخيز و پنهانم کشد
از لاله جگر خون احوال کوهکن پرس
کان داغدار با او
در
بيستون برآمد
حمايتي که حريفان بزم
در
بد من
تمام متفق و جمله همزبان شده اند
عجب که باده رشکي نمي رود
در
جام
که سخت مجلسيان تو سرگران شده اند
هزار سود
در
اين بيع هست خواهي ديد
مرا بخر که خريدار من زيان نکند
کم آيدم به خاطر همصحبتان جاني
کاتش به جان نگيرد دل
در
فغان نيايد
نه همين قصه مجنون شده مشهور جهان
در
جهان هست ز ما نيز سخنها مشهور
به رهت مقام کردم ، نگذاشتي مقيمم
به اسير خود نبودي تو
در
اين مقام هرگز
اي دل بي جرم زنداني، تو
در
بندي هنوز
آرزو کردت به اين حال آرزومندي هنوز
باورش مي آيد از من دعوي وارستگي
خود نمي داند که چون آورده
در
دامم هنوز
گرچه عمري شد که کشت از درد استغنا مرا
در
رخش پيداست آثار پشيماني هنوز
ني يوسف مصري تو که
در
بيع کس آيي
بيعانه جان چيست که سودا نکند کس
اي دل به بند دوري او جاودانه باش
اي صبر پاسبان
در
بند خانه باش
هرگز ميان عاشق و معشوق بعد نيست
سد ساله راه فاصله گو
در
ميانه باش
صبر خواهم کرد وحشي
در
غم ناديدنش
من که خواهم مرد گو از حسرت ديدار باش
ايستادن نيست بر يک مطلبم
در
هيچ حال
بر نمي آيم به ميل طبع ناخرسند خويش
صفحه قبل
1
...
5242
5243
5244
5245
5246
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن