167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان وحشي بافقي

  • دليريي که دلم کرد و مي زند در صلح
    به اعتماد نگه هاي رغبت آميز است
  • کنند سلسله در گردنش به زلف تو حشر
    دلم که بسته آن طره دلاويز است
  • شدست ديده وحشي شکوفه دار و هنوز
    در انتظار ثمر زان نهال نوخيز است
  • بر وجود ما طلسمي بسته حرمان درت
    کانچه غير از ماست ديوار و در زندان ماست
  • در زير ابر ساغر خورشيد شد نهان
    روز قدح کشيدن و عيش نهاني است
  • نقدينه وفاست همان بر عيار خويش
    قفلي که بود بر در گنجينه باقي است
  • گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تست
    سگ طالع شومش کيست که همصحبت تست
  • بهر دلم که درد کش و داغدار تست
    داروي صبر بايد و آن در ديار تست
  • هان اين پيام وصل که اينک روانه است
    جانم به لب رسيده که در انتظار تست
  • نشين و بال برافشان که هر کجا مرغيست
    وطن گذاشته ، در آرزوي گلشن تست
  • در آتشي ز فراقش فتاده اي وحشي
    که هر زبانه آن برق سد چو خرمن تست
  • فرمان ناز ده که در اقصاي ملک عشق
    پروانه اي که هست ز ديوان حسن تست
  • تقصير در کرشمه وحشي نواز نيست
    هر چند دون مرتبه شان حسن تست
  • در جرگه او گردن جان بست به فتراک
    هر صيد که از قيد کمند دگران جست
  • آخر اي صاحب متاع حسن اين دشنام چيست
    در سر دريوزه ، گر از ما دعايي سرزدست
  • روزي به کار تيغ تو آيد نگاه دار
    اين گردني که در خم زنجير آمدست
  • در خاره کنده اند حريفان به حکم عشق
    جويي که چند فرسخ از آن شير آمدست
  • ناتوان موري به پابوس سليمان آمدست
    ذره اي در سايه خورشيد تابان آمدست
  • از تو همين تواضع عامي مرا بس است
    در هفته اي جواب سلامي مرا بس است
  • اين غرور نازياد از بندي نو ميدهد
    حسن را در دست استغنا سر زنجير کيست
  • اي ديده ، دشتبان نگاهت به راه کيست
    در خاطرت سواري طرز نگاه کيست
  • تا قسمتم ز ميکده آرزوي کيست
    رطل ميي که مست شوم ، در سبوي کيست
  • تيغي که زخم ناز به قدر جگر خورم
    تا در ميان غمزه بيداد جوي کيست
  • پاي طلب که در رهش الماس گرد شوند
    تقدير سودنش به تک و پوي کوي کيست
  • تمام در طلب وصل و وصل مي طلبيم
    اگر يکيم و اگر سد که احتياج يکيست