167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

مخزن الاسرار نظامي

  • آهو و روباه در آن مرغزار
    نافه به گل داده و نيفه به خار
  • صبح که شد يوسف زرين رسن
    چاه کنان در زنخ ياسمن
  • ديدن او چون نمک انگيز شد
    هر که در او ديد نمک ريز شد
  • پاي سهيل از سر نطع اديم
    لعل فشان بر سر در يتيم
  • در طبق مجمر مجلس فروز
    عود شکرساز و شکر عود سوز
  • پردگي زهره در آن پرده چست
    زخمه شکسته به اداي درست
  • در خم آن حلقه دل مشتري
    تنگ تر از حلقه انگشتري
  • در شب خط ساخته سحر حلال
    بابلي غمزه و هندوي خال
  • گل چو سمن غاليه در گوش داشت
    مه چو فلک غاشيه بر دوش داشت
  • چون رخ و لب شکر و بادام ريخت
    گل به حمايت به شکر در گريخت
  • مي چو گل آرايش اقليم شد
    جام چو نرگس زر در سيم شد
  • عقل در آن دايره سرمست ماند
    عاقبت از صبر تهيدست ماند
  • در دهن از خنده که راهي نبود
    طاقت را طاقت آهي نبود
  • صبر دران پرده نواتنگ داشت
    فتنه سر زير در آهنگ داشت
  • ماه که بر لعل فلک کان کند
    در غم آن شب همه شب جان کند
  • من شده فارغ که ز راه سحر
    تيغ زنان صبح درآمد ز در
  • در پي جانم سحر از جوي جست
    تشنه کشي کرد و بر او پل شکست
  • صبح چو در گريه من بنگريست
    بر شفق از شفقت من خون گريست
  • محرم اين پرده زنگي نورد
    کيست در اين پرده زنگار خورد
  • مقبلي از کتم عدم ساز کرد
    سوي وجود آمد و در باز کرد
  • سر حد خلقت شده بازار او
    بکري قدرت شده در کار او
  • و او بيکي دانه ز راه کرم
    حله در انداخته و حليه هم
  • آمده در دام چنين دانه اي
    کمتر از آوازه شکرانه اي
  • بر در آن قبله هر ديده اي
    سهو شده سجده شوريده اي
  • چون جو و گندم شده خاک آزماي
    در غم تو اي جو گندم نماي