نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
اقبالنامه نظامي
همه مرد و زن
در
زمين بوس شاه
به حاجت نمودن گرفتند راه
چو
در
خانه خويش رفت آفتاب
ز گرمي شد اندام شيران کباب
بجوشيد
در
کوه و صحرا بخار
شکر خنده زد ميوه بر ميوه دار
شب و روز مي گشت
در
چين و زنگ
به دود افکني طشت آتش به چنگ
در
ايام با حور و گرماي گرم
که از تاب خورشيد شد سنگ نرم
سکندر ز چين راي خرخيز کرد
در
خواب را تنگ دهليز کرد
بسي رفت و کس
در
بيابان نديد
همان راه را نيز پايان نديد
نه
در
سيمش آرام شايست کرد
نه سيماب را نيز شايست خورد
ز سوداي ره کان نه کم درد بود
سوادي بدان سيم
در
خورد بود
کجا چشمه اي بود مانند نوش
در
آن آب سيماب را بود جوش
چو شورش نبودي
در
آب زلال
ز سيماب کس را نبودي ملال
چو شورش
در
آب آمدي پيش و پس
نخوردندي آن آب را هيچ کس
بفرمود شه تا چو راي آورند
در
آن آب دانش به جاي آورند
بر افراخته طاقي از تيغ کوه
که از ديدنش
در
دل آمد شکوه
به الهام يزدان ز روي قياس
در
احوال خود گشته يزدان شناس
سکندر برايشان
در
دين گشاد
بجز دين و دانش بسي چيز داد
چو ديدند شاهي چنان چاره ساز
به چاره گري
در
گشادند باز
پس اين گريوه
در
اين سنگلاخ
يکي دشت بيني چو دريا فراخ
گروهي
در
آن دشت ياجوج نام
چو ما آدمي زاده و ديو فام
به اندازه آنک
در
دشت و کوه
از او سير کردند چندان گروه
چو ميرد از ايشان يکي آن گروه
خورندش همانسان
در
آن دشت و کوه
نه مردار ماند
در
آن خاک شور
نه کس مرده اي نيز بيند نه گور
همه راه بر باغ و ديوار ني
گله
در
گله کس نگهدارني
چو لختي گراينده شد
در
شتاب
گذر کرد از آن سبزه و جوي آب
در
آن شهر شد باتني چند پير
همه غايت انديش و عبرت پذير
صفحه قبل
1
...
5222
5223
5224
5225
5226
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن