نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
اقبالنامه نظامي
چنين زد مثل مرد گوهر شناس
که گر خوبي از خويشتن
در
هراس
مخواه از کسي کين آباي او
نظر بيش کن
در
محاباي او
صد گرچه همسايه شد با نهنگ
در
تاج دارد نه شمشير جنگ
مزن
در
کس از بهر کس نيش را
به پاي خود آويز هر ميش را
چو
در
پرده ناجنس باشد همال
ز تهمت بسي نقش بندد خيال
مشو با زبون افکنان گاو دل
که ماني
در
اندوه چون خر به گل
فراخ آستين شو کزين سبز شاخ
فتد ميوه
در
آستين فراخ
مخور باده
در
هيچ بيگانه بوم
تن آسان مشو تا نباشي به روم
بنازي که دولت نمايد مرنج
که
در
ناز دولت بود کان گنج
صدف زان همه تن شدست استخوان
که مغزي چو
در
دارد اندرميان
به سختي
در
اختر مشو بدگمان
که فرخ تر آيد زمان تا زمان
نکوي راي چون راي را بد کند
چنان دان که بد
در
حق خود کند
در
آن گرم و سردي سلامت مجوي
که گرداند از عادت خويش روي
مژه
در
نخفتن چو الماس دار
به بيداري آفاق را پاس دار
چو يابي توانائيي
در
سرشت
مزن خنده کانجا بود خنده زشت
جهان را که بيني چنين سرخ و زرد
بساطي فريبنده شد
در
نورد
اگر آب
در
خاک عنبر شود
سرانجام گوهر به گوهر شود
جهان خار
در
پشت و ما خارپشت
به هم لايقست اين درشت آن درشت
يکي گفت کز زشتي روي او
نگردد کسي
در
جهان شوي تو
دگر گفت نيکو سخن رانده اي
تو
در
خانه از نيکوئي مانده اي
کسي کو نداند که
در
وقت خواب
دگر ره به بيداري آرد شتاب
ز خفتن چو مردن بود
در
هراس
که ماند بهم خواب و مرگ از قياس
به دريا درآنکس که جان ميکند
هم آنکس که
در
کوه کان مي کند
جهان آن کسي راست کو
در
جهان
خورد توشه راه با همرهان
گذر گر به هامون کند گر به کوه
پراکندگي ناورد
در
گروه
صفحه قبل
1
...
5216
5217
5218
5219
5220
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن