نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
اقبالنامه نظامي
ملک زاده اي بود
در
شهر مرو
بهي طلعتي چون خرامنده سرو
در
آن تب که جز داغ دودي نداشت
بسي چاره کردند و سودي نداشت
در
آن ناحيت بود از انديشه دور
بياباني از کوه و از بيشه دور
در
آن رستني را نه بيخ و نه برگ
بنام آن بيابان بيابان مرگ
کسي کوشدي نااميدي از جهان
در
آن محنت آباد گشتي نهان
رفيقي وفادار ديرينه داشت
که مهر ملک زاده
در
سينه داشت
خبر داشت کان شاه اندوهناک
در
آن ره کند خويشتن را هلاک
فروماند سرگشته
در
کار خويش
که نارفته چون آمد آن راه پيش
جوانمرد کو بود غمخوار او
کمر بست
در
چاره کار او
ز رخ بند برقع برانداختش
در
آن بزمگه بر دو بنواختش
کسي را که پاکي بود
در
سرشت
چنين قصه ها زو توان درنوشت
مغني يکي نغمه بنواز زود
کز انديشه
در
مغزم افتاد دود
چنان برکش آن نغمه نغز را
که ساکن کني
در
سر اين نغز را
سراينده استاد را روز درس
ز تعليم او
در
دل افتاد ترس
که گوئي چه ره زد هنر پيشه را
چه شوريد
در
مغزش انديشه را
بدان صيد وامانده ام زين شکار
که يک دل نباشد دلي
در
دو کار
فضولي کز آن مايه آمد به زير
به طشتي
در
انداخت دانا دلير
چو پر کرد از اخلاط آن مايه طشت
بت خوب
در
ديده ناخوب گشت
جوانمرد چون
در
صنم بنگريست
به استاد گفت اين زن زشت کيست
کجا آنکه من دوستارش بدم
همه ساله
در
بند کارش بدم
چو اين مايه
در
تن نمي دانيش
به صورت زن زشت مي خوانيش
مريز آب خود را
در
اين تيره خاک
کز اين آب شد آدمي تابناک
ز تعليم دانا فروبست گوش
در
عيش بگشاد بر ناز و نوش
همان مهر و خدمتگري پيشه داشت
همان کارداني
در
انديشه داشت
خجسته گلي خون من خورد او
بجز من نه کس
در
جهان مرد او
صفحه قبل
1
...
5208
5209
5210
5211
5212
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن