167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

شرف نامه نظامي

  • نوائي سرايم در ايام تو
    که ماند درو سالها نام تو
  • از آن بيشتر کاوري در ضمير
    ولايت ستان باش و آفاق گير
  • اقبالنامه نظامي

  • چو در قدرت آيد سخن زان دلير
    که بي قدرتش نيست بالا و زير
  • چو ره ياوه گردد نماينده اوست
    چو در بسته باشد گشاينده اوست
  • در آن روضه خوب کن جاي ما
    ببر نقش ناخوبي از راي ما
  • نبينم من آن زهره در خويشتن
    که گويم تو را اين و آن ده به من
  • تو مستغني از هر چه در راه توست
    نياز همه سوي درگاه توست
  • من آن ذره در خردم از ديده دور
    که نيروي تو بر من افکند نور
  • به نيروي تو چون پديد آمدم
    در گنجها را کليد آمدم
  • حفاظت چنان باد در کار من
    که خشنود گردي ز گفتار من
  • سرآهنگ پيشينه کج رو کند
    نوائي دگر در جهان نو کند
  • چو پيري در آن پيکر آرد شکست
    جوان پيکري ديگر آرد بدست
  • در آن کوره کايينه روشن کنند
    چو بشکست از آيينه جوشن کنند
  • سراينده اي داشتم در نهفت
    که با من سخنهاي پوشيده گفت
  • در انديشه اين گذرهاي تنگ
    هم از تن توان شد هم از روي رنگ
  • چو طوفان انديشه را هم گرفت
    شب آمد در خوابگاهم گرفت
  • در آن شب چگونه توان کرد راه
    درين ره چگونه توان ديد چاه
  • فلک پاسگه را براندوده نيل
    سر پاسبان مانده در پاي پيل
  • من از کله شب در اين دير تنگ
    همي بافتم حله هفت رنگ
  • جهان را ز گنج سخا کرده پر
    ز درج سخن بر سخا بسته در
  • نديدم کسي در سراي کهن
    که دارد جز او هم سخا هم سخن
  • شبي کز سياهي بدان پايه بود
    کزو نور در تهمت سايه بود
  • در آن وحشت آباد فترت پذير
    شده دولت شه مرا دستگير
  • در آمد به غريدن ابر بلند
    فرو ريخت گوهر به گوهرپسند
  • دلم آتش و طالعم شير بود
    زبانم در آن شغل شمشير بود