167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

شرف نامه نظامي

  • در اين داستان روميان کهن
    به نوعي دگر گفته اند اين سخن
  • که الياس با خضر همراه بود
    در آن چشمه کو بر گذرگاه بود
  • ز دست يکي زان دو فرخ همال
    درافتاد ماهي در آب زلال
  • بسيچنده در آب پيروزه رنگ
    بسيچيد تا ماهي آرد به چنگ
  • شگفتي در آن ماهي مرده بود
    که بر چشمه زندگي ره نمود
  • گر آبيست روشن در اين تيره خاک
    غلط کردن آبخوردش چه باک
  • سکندر به اميد آب حيات
    همي کرد در رنج و سختي ثبات
  • مگر کرميي در دل تنگ داشت
    که بر چشمه و سايه آهنگ داشت
  • فرو ماند خسرو در آن سايگاه
    چو سايه شده روز بر وي سياه
  • در آن غم که تدبير چون آورد
    کز آن سايه خود را برون آورد
  • سروشي در آن راهش آمد به پيش
    بماليد بر دست او دست خويش
  • در آن کوش از اين خانه سنگ بست
    که همسنگ اين سنگي آري بدست
  • ازان هر کس افکند در رخت خويش
    به اندازه طالع و بخت خويش
  • شگفتي بسي ديد شه در نهفت
    که نتوان ازان ده يکي باز گفت
  • همان پويه در راه نوشد که بود
    همان ماديان پيشرو شد که بود
  • برون آمد از زير ابر آفتاب
    ز بي آبي اندام خسرو در آب
  • چو در کشت و کار جهان بنگريم
    همه ده کشاورز يکديگريم
  • بيا ساقي آن مي که او دلکشست
    به من ده که مي در جواني خوشست
  • چنان رهبري کردش آن ماديان
    که نامد چپ و راستي در ميان
  • نيفتاد از ان تاب در تافتن
    که روزي به قسمت توان يافتن
  • نرنجيد اگر ره به حيوان نبرد
    که در راه حيوان چو حيوان نمرد
  • برهنه ز صحرا به صحرا شدن
    به از غرقه در آب دريا شدن
  • همه تاجداران روي زمين
    در آن پايه چون سايه زانو نشين
  • ز تاريکي و آب حيوان بسي
    سخن در سخن مي شد از هر کسي
  • وگر نيست آن آب در تيره خاک
    چرا نامش از نامها نيست پاک