167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

شرف نامه نظامي

  • ز بهر عمارت در آن رخنه گاه
    بسي مالشان داد جز برگ راه
  • شب و روز خسرو در آن مرغزار
    گهي عيش مي کرد و گاهي شکار
  • در اين جاي سختي نگيريم سخت
    از اين چاه بي بن برآريم رخت
  • مکن جز طرب در مي انديشه اي
    پديد است بازار هر چه پيشه اي
  • چه پيچيم در عالم پيچ پيچ
    که هيچست ازو سود و سرمايه هيچ
  • بيا تا نشينيم و شادي کنيم
    شبي در جهان کيقبادي کنيم
  • مشو در حساب جهان سخت گير
    همه سخت گيري بود سخت مير
  • به نوشين لب آن جام را نوش کرد
    ز لب جام را حلقه در گوش کرد
  • سر آغوش و گيسوي عنبر فشان
    رسن وار در عطف دامن کشان
  • به فرمان شه چنگ را ساز کرد
    در درج گوهر ز لب باز کرد
  • شه ار چون سليمان شود ديو بند
    مرا در جهان هست ديوانه چند
  • گر او حقه ها دارد از لعل و در
    مرا حقه اي خست از لعل پر
  • گر او را علم هست بالاي سر
    مرا صد علم هست بيرون در
  • چو تنگ شکر در عقيق آورم
    ز پسته شراب رحيق آورم
  • بدين قند کو با شکر خنديست
    در بوسه بين چون سمرقنديست
  • در باغ ما را که شد ناپديد
    بجز باغبان کس نداند کليد
  • شکر چاشني گير نوش منست
    گهر حلقه در گوش گوش منست
  • کرشمه چو در چشم مست آورم
    صد از دست رفته به دست آورم
  • مبارک درختم که بر دوستم
    برآور گلم گر چه در پوستم
  • برآنم که دستان به کار آورم
    چو چنگ خودش در کنار آورم
  • چنان خسبم از مهر آن آفتاب
    که سر در قيامت برآرم ز خواب
  • مرا با تو در باد و بستن مباد
    شکن باد ليکن شکستن مباد
  • بس اين سنگ سخت از دل انگيختن
    به نازک دلان در نياميختن
  • چو من ميوه در سايه خانه بس
    که ناخوش بود ميوه خانه رس
  • چه دلها که خون شد ز خون خوردنم
    چه خونها که ماندست در گردنم