167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

مثنوي معنوي

  • تا ببيني چاشني زندگي
    سلطنت بيني نهان در بندگي
  • دست اشکسته برآور در دعا
    سوي اشکسته پرد فضل خدا
  • روي نفس مطمئنه در جسد
    زخم ناخنهاي فکرت مي کشد
  • مي فزايد در وسايط فلسفي
    از دلايل باز برعکسش صفي
  • شد محمد الپ الغ خوارزمشاه
    در قتال سبزوار پر پناه
  • تنگشان آورد لشکرهاي او
    اسپهش افتاد در قتل عدو
  • اتصالي که نگنجد در کلام
    گفتنش تکليف باشد والسلام
  • قانعي با دانش آموخته
    در چراغ غير چشم افروخته
  • صوفييم و خرقه ها انداختيم
    باز نستانيم چون در باختيم
  • تا بداني در عدم خورشيدهاست
    وآنچ اينجا آفتاب آنجا سهاست
  • تا بخاراي دگر بيني درون
    صفدران در محفلش لا يفقهون
  • مشتري را صابران در يافتند
    چون سوي هر مشتري نشتافتند
  • بيشتر کارد خورد زان اندکي
    که ندارد در بروييدن شکي
  • شعله در بنگاه انساني زنيم
    خار را گلزار روحاني کنيم
  • در مقام سنگي آنگاهي انا
    وقت مسکين گشتن تست وفنا
  • زان ضلالتهاي ياوه تازشان
    حفره ديوار و در غمازشان
  • نام من در نامه پاکان نوشت
    دوزخي بودم ببخشيدم بهشت
  • حمله زن در ميان کارزار
    نشکند صف بلک گردد کارزار
  • در شکر غلطيد اي حلواييان
    هم چو طوطي کوري صفراييان
  • نردبانهاييست پنهان در جهان
    پايه پايه تا عنان آسمان
  • بلک طبعا خصم جان آدميست
    از هلاک آدمي در خرميست
  • در گدايي لفظ نادر ناورم
    جز طريق خس گدايان نسپرم
  • منکر فعل خداوند جليل
    هست در انکار مدلول دليل
  • خشم در تو شد بيان اختيار
    تا نگويي جبريانه اعتذار
  • عشق صورتها بسازد در فراق
    نامصور سر کند وقت تلاق
  • مثقلان خاک بر جا ماندند
    سابقون السابقون در راندند
  • گر نگويي راست حمله آرمت
    در رياضت سخت تر افشارمت
  • از چهي بنموده معدومي خيال
    تا در اندازد اسودا کالجبال
  • داستان ذوق امر و چاشنيش
    بشنو اکنون در بيان معنويش
  • زانک استکمال تعظيم او نکرد
    ورنه نسيان در نياوردي نبرد
  • پاک سبحاني که سيبستان کند
    در غمام حرفشان پنهان کنند
  • در نبي بشنو بيانش از خدا
    آيت اشفقن ان يحملنها
  • علم و آدابش تمام آموخته
    در دلش شمع هنر افروخته
  • در ميان امت مرحوم باش
    سنت احمد مهل محکوم باشد
  • عاشقي بودست در ايام پيش
    پاسبان عهد اندر عهد خويش
  • مطرب آغازيد پيش ترک مست
    در حجاب نغمه اسرار الست
  • عجز زنجيريست زنجيرت نهاد
    چشم در زنجيرنه بايد گشاد
  • در خلاي گوش باد جاذبش
    مدرک صدق کلام و کاذبش
  • سهل دادي زانک ارزان يافتي
    در نديدي حقه را نشکافتي
  • سيليش اندر برم در معرکه
    زانک لا تلقوا بايدي تهلکه
  • پس بگو کو جنبش و جولانتان
    بحر افکندست در بحرانتان
  • هم خميري خمر طينه دري
    گرچه عمري در تنور آذري
  • چونک در خلاقيم تنها توي
    کار رزاقيم تو کن مستوي
  • باز ارجاء خداوند کريم
    در دلش بشار گشتي و زعيم
  • در درون بيشه شيران منتظر
    تا شود امر تعالوا منتشر
  • يا ابيت عند ربي خواندي
    در دل درياي آتش راندي
  • آتش نمرود ابراهيم را
    صفوت آيينه آمد در جلا
  • آن مريد ذوالفقارانديش تفت
    در هواي شيخ سوي بيشه رفت
  • در تلاقي روزگارت مي برند
    يادهاشان غايبي ات مي چرند
  • لاف شيخي در جهان انداخته
    خويشتن را بايزيدي ساخته