167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

هفت پيکر نظامي

  • آنکه او را بر آسمان رختست
    در زمين باز جستنش سخت
  • در زمين جرم و استخوان باشد
    و آسماني بر آسمان باشد
  • خانه خاکدان دو در دارد
    تا يکي را برد يکي آرد
  • اي سه گز خاک و پهني تو گزي
    چار خم در دکان رنگرزي
  • ديده کو در حجاب نور افتد
    ز آسمان و فرشته دور افتد
  • طول و عرض وجود بسيارست
    وانچه در غور ماست اين غارست
  • در وي آهسته رو که تيز هشست
    دير گير است ليک زود کشست
  • گر چه در داوري زبونکش نيست
    از حسابش کسي فرامش نيست
  • در هوائي کزان فسرده شوي
    پيش از آن زنده شو که مرده شوي
  • از جهان پيش ازانکه در گذري
    جان ببر تا ز مرگ جان ببري
  • در دو چيز است رستگاري مرد
    آنکه بسيار داد و اندک خورد
  • هر که در مهتري گذارد گام
    زين دو نام آوري برارد نام
  • در چنين ده کسي دها دارد
    که بهي را به از بها دارد
  • در جهان خاص و عام هر دو بسيست
    نه که خاص اين جهان ز بهر کسيست
  • چه توان دل در آن عمل بستن
    کو به عزل تو باشد آبستن
  • که خورد؟ نوش پاره اي در پيش
    کز پي آن نخورد بايد نيش
  • نيش و نوش جهان که پيش و پسست
    دردم و در دم يکي مگسست
  • نبود در حجاب ظلمت و نور
    مهره خر ز مهر عيسي دور
  • در ذهب دادنش به سائل خويش
    زر مصري ز ريگ مکي بيش
  • تيغش آن کرده در صلابت سنگ
    کاتش تيز با تراش خدنگ
  • ميوه اي دادمت ز باغ ضمير
    چرب و شيرين چو انگبين در شير
  • حقه اي بسته پر ز در دارد
    وز عبارت کليد پر دارد
  • در دران رشته سر گراي بود
    که کليدش گره گشاي بود
  • هر چه در نظم او ز نيک و بدست
    همه رمز و اشارت خردست
  • لطف بسيار دخل اندک خرج
    کرده در هر دقيقه درجي درج