167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

هفت پيکر نظامي

  • چون تو در چار سال خرسندي
    مرده اي را ز فاقه نپسندي
  • هرکه ميزاد در جهان ميزيست
    دخل بي خرج شد ازين به چيست
  • حوضه مي به گرد هر جوئي
    مجلسي در ميان هر کوئي
  • در چنان دور غم کجا باشد
    که درو زهره کدخدا باشد
  • شاه روزي شکار کرد پسند
    در بيابان پست و کوه بلند
  • شاه در مطرح ايستاده چو شير
    اشقرش رقص برگرفته به زير
  • دستش از زه نثار در مي کرد
    شست خالي و تير پر مي کرد
  • فتنه نامي هزار فتنه در او
    فتنه شاه و شاه فتنه بر او
  • بيشتر در شکار و باده و رود
    شاه از او خواستي سماع و سرود
  • تير در نيم گرد شست نهاد
    پس کمان درکشيد و شست گشاد
  • در يکي لحظه زان شکار شگفت
    چند را کشت و چند را بگرفت
  • وان کنيزک ز ناز و عياري
    در ثنا کرد خويشتن داري
  • صيد ما کز صفت برون آيد
    در چنان چشم تنگ چون آيد
  • گفت بايد که رخ برافروزي
    سر اين گور در سمش دوزي
  • خواست اول کمان گروهه چو باد
    مهره اي در کمان گروهه نهاد
  • تا بدان حد که در شراب و شکار
    جز منش کس نبود مونس و يار
  • پاي در زير او بيفشردي
    پايه پايه به کوشک بر بردي
  • هرچه در گاو گوشت مي افزود
    قوت او زياده تر مي بود
  • باغ در باغ گرد بر گردش
    خلد مولي و روضه شاگردش
  • گر خورد شاه باده بر سر او
    خاک بوسد ستاره بر در او
  • به خدا گر در اين سپاه کسي
    از زمين برگرايدش نفسي
  • در بر آمود سرو سيمين را
    بست بر ماه عقد پروين را
  • درج ياقوت را به در يتيم
    کرد چون سيب عاشقان به دو نيم
  • فرقش از دانهاي در خوشاب
    بسته گرد مه از ستاره نقاب
  • پيش آن گاو رفت چون مه بدر
    ماه در برج گاو يابد قدر