نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ليلي و مجنون نظامي
آسوده کسي که
در
تو بيند
نه آنکه بروز من نشيند
ديريست که تا جهان چنين است
محتاج تو گنج
در
زمين است
صراف سخن به لفظ چون زر
در
رشته چنين کشيد گوهر
آن بر همه ريش مرهم او
بودي همه ساله
در
غم او
خال تو ولي ز روي تو فرد
روي تو به خال نيست
در
خورد
کاين جامه حلاليست
در
پوش
با من به حلال زادگي کوش
آورد سبک طعام
در
پيش
حلوا و کليچه از عدد بيش
پرسيد ز خاصگان خود شاه
کاين شخص چه مي کند
در
اينراه
در
پاي رضاي زاهد افتاد
مي کرد دعا و بوسه مي داد
گر زانکه مرا به عقل ره نيست
داني که مرا
در
اين گنه نيست
تو
در
پي آنکه مرغ جانم
از قالب اين قفس رهانم
در
خانه من ز ساز رفته
باز آمده گير و باز رفته
بگذار مرا تو
در
چنين درد
من درد زدم تو باز پس گرد
کردش به وداع و شد
در
آن دشت
مادر بگرست و باز پس گشت
همچون پدرش جهان بسر برد
او نيز
در
آرزوي او مرد
تا
در
گره فلک بود پاي
هرجا که روي گره بود جاي
رخت از بنگاه اين سرا برد
در
آرزوي تو چون پدر مرد
بر تربت هر دو زار ناليد
در
مشهد هر دو روي ماليد
سجاده برون فکند از آن دير
زيرا که نديد
در
شرش خير
زين عمر چو برق پاي
در
راه
مي کرد چو ابر دست کوتاه
هر ذره که
در
مسام ارضي است
او را بر خويش طول و عرضي است
ليکن بر کوه قاف پيکر
همچون الف است هيچ
در
بر
بنگر تو چه برگ يا چه شاخي
در
مزرعه اي بدين فراخي
پنداشته اي ترا قبوليست
يا
در
جهت تو عرض و طوليست
اين پهن و درازيت بهم هست
در
قالب اين قواره پست
صفحه قبل
1
...
5130
5131
5132
5133
5134
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن