167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • خدا و مصطفا در جان بديدم
    چو مه در پيش اشيا ناپديدم
  • اگر مرد رهي کلي فنائي
    در آن ديد فنا تو در بقائي
  • چو منصوري شود در عين خواري
    کند در پاي دار او پايداري
  • تو عيسي در درون داري حقيقت
    وليکن باز ماندي در طبيعت
  • در اين دنيا غداري چو مردار
    فتاده در نهاد خود گرفتار
  • بدي من ببخش و در گذارم
    که هستي در دو عالم کردگارم
  • کنون خواهي شدن در سوي غذار
    در اينجا خويشتن اکنون نگهدار
  • جدائي در بلا تو صبر کرده
    بماند در درون هفت پرده
  • دل خود در بهشت اينجا تو بستي
    عجب فارغ در اينجا گه نشستي
  • گرفتارت کند چون مرغ در دام
    فروماني تو در بندش بناکام
  • نهان او خرابي در خرابي است
    بسا تن ها که آنجا در غذابي است
  • همه در خاک و در خون مانده ايشان
    ولي مائيم اينجا گه پريشان
  • چو ايشان ما هم اندر خاک و خونيم
    گهي در عقل و گاهي در جنونيم
  • در ايندم هيچ غيري در نگنجد
    جهان دون بيک ذره نسنجد
  • در ايندم منکشف عين اليقين است
    در ايندم اولين و آخرين است
  • در ايندم دم مزن جز از يکي تو
    که ديدستي در اينجا بيشکي تو
  • در ايندم دم مزن جز از دم يار
    چو گشتي در حقيقت همدم يار
  • در ايندم دم مزن جز از عيان تو
    يکي بين در تمامت جان جان تو
  • دم او زن بجز او غير منگر
    سراسر در يکي در سير منگر
  • ترا بنمود از خود در جلالش
    عيان چون تو ببردي در وصالش
  • يکي شد بود بودت در بر او
    کند در جانت جانان رهبر او
  • جمال ماست در خورشيد تابان
    ز ديد ماست در هر روز رخشان
  • جلال من ز ذاتم در صفاتست
    همه ذرات من در عشق ماتست
  • بعالم در نمود جمله پيداست
    که ذاتم در درون جان هويداست
  • منم الله و در عين کمالم
    منم الله و در ديد وصالم