نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ليلي و مجنون نظامي
مشاطه اين عروس نو عهد
در
جلوه چنان کشيدش از مهد
افتاده چو مرغ پر فشانده
بيش از نفسي
در
او نمانده
اين فاخته رنج برد
در
باغ
چون ميوه رسيد مي خورد زاغ
تنها نه من و توئيم
در
دور
کازرم يکي کنيم با جور
در
تو به چه دل اميد بندم
وز تو به چه روي باز خندم
کان وعده که پي
در
او فشردي
عمرم شد و هم به سر نبردي
در
گوشه نشست و ساخت توشه
تا کي رسدش چهار گوشه
برگشت به گرد کوه و صحرا
در
ريگ سياه و دشت خضرا
در
روي پدر نظاره مي کرد
نشناخت و ز او کناره مي کرد
مجنون چو شناختش که او کيست
در
وي اوفتاد و بگريست
از عيبه گشاد کوتي نغز
پوشيد
در
او ز پاي تا مغز
کاي جان پدر نه جاي خوابست
کايام دو اسبه
در
شتابست
در
مرداري ز گرگ تا شير
کرده دد و دام را شکم سير
وان کوه که سيل ازان گريزد
در
زلزله بين که چون بريزد
وآن لب که
در
آن سفر بخندد
از پخته خويش توشه بندد
سگ را وطن و تو را وطن نيست
تو آدميي
در
اين سخن نيست
گر آدميي چو آدمي باش
ور ديو چو ديو
در
زمي باش
غولي که بسيچ
در
زمي کرد
خود را به تکليف آدمي کرد
من مي گذرم تو
در
امان باش
غم کشت مرا تو شادمان باش
زان پيش که من درآيم از پاي
در
خانه خويش گرم کن جاي
روزي دو به چابکي شکيبد
پا
در
کشد و پدر فريبد
در
خاطر من که عشق ورزد
عالم همه حبه اي نيرزد
گر زآنچه رود
در
اين زمانم
پرسي که چه مي کني ندانم
در
خودم غلطم که من چه نامم
معشوقم و عاشقم کدامم
ترسم که ز من برآيد اين گرد
در
جمله بوستان رسد درد
صفحه قبل
1
...
5126
5127
5128
5129
5130
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن