167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ليلي و مجنون نظامي

  • در حلقه کعبه کن دست
    کز حلقه غم بدو توان رست
  • رحمت کن و در پناهم آور
    زين شيفتگي به راهم آور
  • از جاي چو مار حلقه برجست
    در حلقه زلف کعبه زد دست
  • کاين سلسله اي که بند بشکست
    چون حلقه کعبه ديد در دست
  • هر نيک و بدي کزو شنيدند
    در نيک و بدي زبان کشيدند
  • در حله ما ز راه افسوس
    گه رقص کند گهي زمين بوس
  • در هر غزلي که مي سرايد
    صد پرده دري همي نمايد
  • حلوا که طعام نوش بهر است
    در هيضه خوري به جاي زهر است
  • در جستن گنج رنج مي برد
    بي آنکه رهي به گنج مي برد
  • مرد گذرنده چون در او ديد
    شکلي و شمايلي نکو ديد
  • مي گشت چو ديو گرد هر غار
    ديوانه خويش در طلب کار
  • از باده بيخودي چنان مست
    کاگه نه که در جهان کسي هست
  • مجنون چو صلابت پدر ديد
    در پاي پدر چو سايه غلتيد
  • چون خواهم چون که در چنين روز
    چشم تو ببيندم بدين روز
  • از کار شدي چه کارت افتاد
    در ديده کدام خارت افتاد
  • جاني و عزيزتر ز جاني
    در خانه بمان که خان و ماني
  • مستيز که شحنه در کمين است
    زنجير مبر که آهنين است
  • ليکن چه کنم من سيه روي
    کافتاده بخودنيم در اين کوي
  • سايه نه به خود فتاد در چاه
    بر اوج به خويشتن نشد ماه
  • گر دست رسي بدي در اين راه
    من بودمي آفتاب يا ماه
  • در عشق چه جاي بيم تيغ است
    تيغ از سر عاشقان دريغ است
  • چون ماه من اوفتاد در ميغ
    دارم سر تيغ کو سر تيغ
  • روزي دو سه در شکنجه مي زيست
    زانگونه که هر که ديد بگريست
  • پس پرده دريد و آه برداشت
    سوي در و دشت راه برداشت
  • بردند به تحفه ها در آفاق
    زان غنيه غني شدند عشاق