نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
توصيفات مسعود سعد سلمان
عاشقي
در
پرده عشاق گوي
راههاي طبع خواه دلپذير
اي شگفتي نبيد خواره همي
صد هنر
در
نبيد برشمرد
خرمي
در
جهان خرم بين
شادماني کن و بناز بخند
ديوان فيض کاشاني
عشق تو آزادي
در
بندگي
بنده تو گردن آزاد ما
در
عالم عشق سير کرديم
ديديم يکان يکان نشانها
سالها
در
جوار او بوديم
سايه دوست بود منزل ما
در
محيط فراق افتاديم
نيست پيدا کجاست ساحل ما
چونکه خواهد فکند
در
پايش
سر ما دستمزد قاتل ما
بوي جان ميوزد
در
اين وادي
ساربانا بدار محمل ما
اي جمله تقصير
در
بندگيها
رو آب شو از شرمندگيها
اي آنکه داري
در
سر غم عشق
ارزانيت باد آشفتگيها
اي (فيض) برخيز خاکي بسر ريز
در
ماتم آن آسودگيها
اگر هست خيري
در
آشفتگيهاست
که آشفته تر باد آشفتگيها
امروز بپاداش شهيدان محبت
زآن روي برافکنده نقابست
در
اينجا
در
آئينه جام ديدم بهشت
خبر زاهد خشگ شبخيز را
دل واپسي ديگر نداريم
در
دهر کسي نماند ما را
هر پسريراست عسر
در
پي
هر عسريرا ز پي کرمها
در
پرده حسن تست پنهان
دل ميبرد از بر آشکارا
هر جلوه تو کند ثنائي
در
پرده جناب کبريا را
از
در
عجز و مسکنت آرم
بندگيها و اشگباريها
در
وصل تو ميزند احباب
افتتح يا مفتح الابواب
در
پس پرده تا بکي حسرت
ارحم نظرة بلا جلباب
در
وصل تو ميزنند احباب
تاب هجران نماندشان بشتاب
نزدم
در
رضاي حق نفسي
برضاي خدا مرا درياب
بگدائي بدين
در
آمده ام
نظري کن شها مرا درياب
(فيض) آندم بدوست پيوندي
که نباشي تو
در
ميانه حجاب
شد
در
فراقت نامهربانا
از دست کارم درياب درياب
گفتم ثنايش کردم دعايش
در
حفظ دارش از چشم يارب
آمد بمنزل بنشست
در
دل
گفتي که جاني آمد بقالب
قصه عشق گفتنم هوس است
در
اسرار سفتنم هوس است
سوختي
در
شمع رويت جان من
چاره پروانه کردي عاقبت
در
دهان خلق افکندي مرا
(فيض) را افسانه کردي عاقبت
رغبت دل نيست
در
مرغوب
جلوه تست هر چه مرغوبست
بنده سرفکنده
در
تست
هر چه با (فيض) ميکني خوبست
ما را نتوان خريد ارزان
در
صدف بلا بهائيست
ما معتکفيم
در
خرابات
ما را چه مجال پارسائيست
چند بهر ياد پريشان شوم
خاک
در
او شدنم آرزوست
بر
در
لب قفل خموشي زدم
سوي خموشان شدنم آرزوست
عشق آمد و اختيار نگذاشت
در
کشور دل قرار نگذاشت
کيفيت چشم پر خمارت
در
هيچ سري خمار نگذاشت
تا جلوه کند درو جمالت
اشگم
در
دل غبار نگذاشت
پيشوا و امام قافله ام
همه خلق
در
قفاي منست
آفرينش اگر کلان ور خرد
همه
در
سايه لواي منست
خوش
در
آغوش آورم روزي
قامت آنکه آرزوي من است
بيماري عشق تندرستي است
پستي
در
عشق سر فرازيست
در
پرده حسن دلربا کيست
اين رشته بدست شاهدان نيست
بيماري چشم گلرخان را
در
پرده دلبري سبب چيست
در
هر نگهي هزار فتنه
اين معجزه کدام عيسي است
اي شاهد شاهدان عالم
معشوق بجز تو
در
جهان کيست
اي (فيض) خراب عشق ميباش
آبادي ما
در
اين خرابيست
صفحه قبل
1
...
510
511
512
513
514
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن