167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • ولي زين گنج دائم در حجيبي
    که از مار طبيعت در نهيبي
  • ز گنج ذات اعياني در آفاق
    بمعني اوفتادي در جهان طاق
  • بوقتي گنج يابي در صفا تو
    که باشي در عيان مصطفي تو
  • ز درد آدم اينجا نفخه يافت
    ازآن در رازها در عشق بشتافت
  • چو ني در شورش و در شوق آيد
    دل عشاق اندر ذوق آيد
  • کسي بايد که در يابد در آندم
    که من زاري کنم اينجا دمادم
  • دمي دارم از آندم در نمودم
    از آن زاري در آنجا گه نمودم
  • چو من بگشايم آندم از دم تو
    شوم در جان و در دل همدم تو
  • در آندم چون دورن جنت افتاد
    ز شيطان ناگهي در محنت افتاد
  • ندارم هيچ و در پيچي فتادم
    يقين دانم که در پيچي فتادم
  • ندارم هيچ و پايم رفته در چاه
    شدم پيدا در اينجا گاه ناگاه
  • وجودش ناتوان و اندرون پاک
    بمانده پاي او در آب و در خاک
  • دل صادق در آندم يار جويد
    عيان ذات در اسرار جويد
  • در آندم چون فلک در رقص آئي
    ترا پيدا شود عين خدائي
  • اگر تو صاحب دردي در اين بين
    خدا را در نهادت خود يقين بين
  • در آن ساعت که دل بيخويش گردد
    نمود عشق جمله در نوردد
  • سماع دوست در جانست نه در ني
    تو خوردستي از آن جام ازل مي
  • دم آدم چو در ني سالها کرد
    بسي در هر صفت آوازها کرد
  • دم آدم چو در ني شد نهاني
    بگفت اسرار کلي در معاني
  • همه اسرار جان دارد در اينجا
    همه انوار جان دارد در اينجا
  • نهادت برگره افتاد در پيچ
    درونت همچو ني خاليست در هيچ
  • مئي کين دل از او يک قطره خوردست
    ز بوي عشق در اندوه و در دست
  • ز زير عشق در آفاق جانها
    زند او داستانها در بيانها
  • همه ذرات من در ترجمانند
    دمادم جمله در شرح و بيانند
  • در اين دنيا که ديدست جان جانان
    که من دريافتم در خويش اعيان