167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ليلي و مجنون نظامي

  • در ملک جهان که باد تا دير
    کوته قلم و دراز شمشير
  • در لطف چو باد صبح تازد
    هرجا که رسد جگر نوازد
  • در گردش روزگار دير است
    کاتش زبر است و آب زير است
  • وان بدر که نام او منير است
    در غاشيه داريش حقير است
  • با تير و کمان آن جهانگير
    در مجري ناوک افتد آن تير
  • بر هر زرهي که نيزه رانده
    يک حلقه در آن زره نمانده
  • آن فيض که ريزد او به يک جوش
    درياش نياورد در آغوش
  • ور سکه تو زنند بر سنگ
    کس در نزند به سيم و زر چنگ
  • ميرآخوري تو چرخ را کار
    کاه و جو ازان کشد در انبار
  • باقيست به ملک در سياست
    پيش و پس ملک هست پاست
  • آنها که در اين عمل رئيسند
    بر خاک تو عبده نويسند
  • دولت که نشانه مراد است
    در حق تو صاحب اعتقاد است
  • بي آنکه به خون کني برش را
    در دامنش افکني سرش را
  • در مرکز خط هفت پرگار
    يک نقطه نو نشسته بر گار
  • اين گنج نهفته را درين درج
    بيني چو مه دو هفته در برج
  • اين بي نمکان که نان خورانند
    در سايه من جهان خورانند
  • چون سايه شده به پيش من پست
    تعريض مرا گرفته در دست
  • کپي همه آن کند که مردم
    پيداست در آب تيره انجم
  • دزد در من به جاي مزدست
    بد گويدم ارچه بانگ دزدست
  • دزدان چو به کوي دزد جويند
    در کوي دوند و دزد گويند
  • ني ني چو به کديه دل نهاد است
    گو خيزد و بيا که در گشاد است
  • درياي در است و کان گنجم
    از نقب زنان چگونه رنجم
  • در خط نظامي ار نهي گام
    بيني عدد هزار و يک نام
  • زآنجا که نه من حريف خويم
    در حق سگي بدي نگويم
  • در ناف دو علم بوي طيب است
    وان هر دو فقيه يا طبيب است